صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »نزهت الاحباب
  3. »بخش 18 - غزل

بخش 18 - غزل

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: رد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سالها بودم ز عشق گل بدرد

با دو چشم پر زخون و روی زرد

2

خوش وصالی بُد رخ این باغبان

تا چه آمد بر سرش از گرم و سرد

3

برد محبوب مرا از گلستان

با دو چشم پر ز خون و روی زرد

4

بعد از این خاک سر کویش بیار

بار او بر چشم ما کن همچو گرد

5

چون نکردم شکر ایام وصال

پیش آمد باز این دوران بدرد

6

ای دل غمدیده با دوران بساز

یا برو طومار دعوی در نورد

7

ناله کردن تا چه بگشاید مرا

این زمان از باغبان باید مرا

8

رفت بلبل از پی گل تا بشهر

تا چه می‌آید بروی گل ز دهر

9

دید سوراخی درو گل ریخته

آتشی در زیر آن انگیخته

10

آبروی گل از آنجا می‌چکید

این غزل می‌گفت بلبل می‌شنید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر گلی کان بود بر شاخی بچید

بلبل بیچاره کان حالت بدید

عطار»نزهت الاحباب»بخش 17 - آمدن باغبان در بوستان و چیدن گلها و نومید شدن بلبل

اگلی نظم

هی که را رنگی بود بی کر و فر

بیشکی هر کس برو دارد نظر

عطار»نزهت الاحباب»بخش 19 - غزل

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حاتم طایی تویی اندر سخا

رستم دستان تویی اندر نبرد

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 30 - در مدح نصر بن احمد سامانی

اندر آن شهری که موش آهن خورد

باز پرد در هوا، کودک برد

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 32

هفت شمع اندر نظر شد هفت مَرد

نورشان می‌شد به سقف لاژورد

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 91 - نمودن آن شمعها در نظر هفت مرد

شکر ایزد را که تا من بوده‌ام

حرص و آزم ساعتی رنجه نکرد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 58

ناز را رویی بباید همچو ورد

چون نداری گرد بدخویی مگرد

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 108

ای چو عقل از کل موجودات فرد

وی جوان از تو سپهر سالخورد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 33

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور