شاعر: عطار
زمین
بیا ساقی که ایام بهار است
سمن مست است و نرگس در خمار است
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 163
مرا کار از غم عشق تو زار است
دلم رفته ست و جان نزدیک کار است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 130
فساد عصر حاضر آشکار است
سپهر از زشتی او شرمسار است
علامہ اقبالارمغان حجازحضور عالم انسانیبخش 7 - ابلیس خاکی و ابلیس ناری
مگو کار جهان نااستوار است
هر آن ما ابد را پرده دار است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 148
نه هر کس از محبت مایه دار است
نه با هر کس محبت سازگار است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 6
مرا روزی گل افسرده ئی گفت
نمود ما چو پرواز شرار است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 67
دماغم کافر زنار دار است
بتان را بنده و پروردگار است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 73
چه گویم نکتهٔ زشت و نکو چیست
زبان لرزد که معنی پیچدار است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 86