فساد عصر حاضر آشکار است
سپهر از زشتی او شرمسار است
Corruption of the modern age is manifest; The Sky is ashamed of its ugliness.
اگر پیدا کنی ذوق نگاهی
دو صد شیطان ترا خدمتگزار است
Shouldst thou develop a taste for Vision, Two hundred Satans are at thy beck and call.
به هر کو رهزنان چشم و گوش اند
که در تاراج دلها سخت کوش اند
On every sideare robbers of the eye and the ear; They are vehemently active in pillaging the heart,
گران قیمت گناهی با پشنیری
که این سوداگران ارزان فروش اند
Invaluable sin (is available) for just a farthing! B’cause these merchants are (such) cheap‐ sellers.
چه شیطانی خرامش واژگونی
کند چشم ترا کور از فسونی
O what a devil! His gait is chiastic; He blindeth thine eyes through sorcery.
من او را مرده شیطانی شمارم
که گیرد چون تو نخچیر زبونی
I rank him as an impotent Devil, Since he catcheth a weak prey like thee.
چه زهرابی که در پیمانه اوست
کشد جانرا و تن بیگانه اوست
O what a poisonous drink is it in his cup; It extracteth the soul while the body is unaware.
تو بینی حلقهٔ دامی که پیداست
نه آن دامی که اندر دانهٔ اوست
Thou see’st but the noose of the net visible; Not the net that’s within his seed.
بشر تا از مقام خود فتاد است
بقدر محکمی او را گشاد است
Ever since Man hath fallen from his position, To the extent of firmness he has a scope.
گنه هم می شود بی لذت و سرد
اگر ابلیس تو خاکی نهاد است
The sin too becometh tasteless and cold, If thy Iblis is of earthly origin.
مشو نخچیر ابلیسان این عصر
خسان را غمزهٔ شان سازگار است
Don’t be thou a prey to the Satans of this age; Their flirtation is suitable for the degenerate alone.
اصیلان را همان ابلیس خوشتر
که یزدان دیده و کامل عیار است
To the virtuous ones, that Iblis is welcome Who hath viewed God and is a master of his art.
حریف ضرب او مرد تمام است
کهنتش نسب والامقام است
The rival of his blow is the Perfect Man; For he is descended from fire and hath a lofty position (illa).
نه هر خاکی سزاوار نخ اوست
که صید لاغری بر وی حرام است
Neither is every earthy‐being worthy of his lasso; For a weaker prey is prohibited unto him.
ز فهم دون نهادان گرچه دور است
ولی این نکته را گفتن ضرور است
E’en though ‘tis far afield from the comprehension Of the abject ones; But this point must surely be told:
به این نو زاده ابلیسان نسازد
گنهگاری که طبع او غیور است
“With these new‐born Satans doth not contend, “The sinner who hath a nature proud.”
زمین
بیا ساقی که ایام بهار است
سمن مست است و نرگس در خمار است
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 163
مرا کار از غم عشق تو زار است
دلم رفته ست و جان نزدیک کار است
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 130
ره عشاق راهی بیکنار است
ازین ره دور اگر جانت به کار است
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 56
مگو کار جهان نااستوار است
هر آن ما ابد را پرده دار است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 148
نه هر کس از محبت مایه دار است
نه با هر کس محبت سازگار است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 6
مرا روزی گل افسرده ئی گفت
نمود ما چو پرواز شرار است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 67
دماغم کافر زنار دار است
بتان را بنده و پروردگار است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 73
چه گویم نکتهٔ زشت و نکو چیست
زبان لرزد که معنی پیچدار است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 86