Section
Ghazaliyat
Poems
غزل شمارهٔ 6003بر سبکروحان گران نبود بپا برخاستن
9 couplets
غزل شمارهٔ 6004چون صدف تا چند پیش ابر دست افراشتن؟
6 couplets
غزل شمارهٔ 6005نیست معشوقی همین زلف چلیپا داشتن
8 couplets
غزل شمارهٔ 6006پیش اهل دل ادب منظور باید داشتن
11 couplets
غزل شمارهٔ 6007پیچ و تاب عشق را نتوان ز جان برداشتن
10 couplets
غزل شمارهٔ 6008راز را در سینه دشوارست پنهان داشتن
18 couplets
غزل شمارهٔ 6009کار هر بی ظرف نبود عشق پنهان داشتن
9 couplets
غزل شمارهٔ 6010اندکی کوتاه کن زلف بلند خویشتن
10 couplets
غزل شمارهٔ 6011موج دریا را نباشد اختیار خویشتن
Audio
10 coupletsغزل شمارهٔ 6012به که غافل باشد آن سرو روان از خویشتن
8 couplets
غزل شمارهٔ 6013چند چون طاوس باشی محو بال خویشتن؟
8 couplets
غزل شمارهٔ 6014آدمی را نیست خصمی چون جمال خویشتن
10 couplets
غزل شمارهٔ 6015تندخویان می زنند آتش به جان خویشتن
9 couplets
غزل شمارهٔ 6016برده ام تا از سر کویت نشان خویشتن
6 couplets
غزل شمارهٔ 6017هیچ همدردی نمی یابم سزای خویشتن
Audio
12 coupletsغزل شمارهٔ 6018عشق در بند گران است از وفای خویشتن
7 couplets
غزل شمارهٔ 6019پیش هر تلخی نریزم آبروی خویشتن
14 couplets
غزل شمارهٔ 6020حق گوهر چیست، آب و رنگ گوهر یافتن
10 couplets
غزل شمارهٔ 6021در محبت راز سر پوشیده نتوان یافتن
7 couplets
غزل شمارهٔ 6022سر به زانوماندگان را طاق می گردد سخن
7 couplets
غزل شمارهٔ 6023در لب جان پرور جانان نمی ماند سخن
12 couplets
غزل شمارهٔ 6024دل مدام از خط و زلف یار می گوید سخن
11 couplets
غزل شمارهٔ 6025نیست از منصور اگر مستانه می گوید سخن
13 couplets
غزل شمارهٔ 6026هر که باشد چون قلم از سینه چاکان سخن
10 couplets
غزل شمارهٔ 6027می نشاند آن دهان تنگ را در خون سخن
12 couplets
غزل شمارهٔ 6028می شود نقل مجالس چون شود شیرین سخن
9 couplets
غزل شمارهٔ 6029چون قلم آن را که در سر هست سودای سخن
14 couplets
غزل شمارهٔ 6030دست رد مشکل بود بر توشه عقبی زدن
7 couplets
غزل شمارهٔ 6031لشکر خط ملک حسنت را به هم خواهد زدن
10 couplets
غزل شمارهٔ 6032باده با رندان صافی سینه می باید زدن
10 couplets
غزل شمارهٔ 6033باده بی لعل لب دلبر نمی باید زدن
9 couplets
غزل شمارهٔ 6034تا توان خاموش بودن دم نمی باید زدن
9 couplets
غزل شمارهٔ 6035تا به کی پوشیده از همصحبتان ساغر زدن؟
10 couplets
غزل شمارهٔ 6036چند حرف آب و نان چون مردم غافل زدن؟
10 couplets
غزل شمارهٔ 6037بخیه تا کی بر لباس تن ز آب و نان زدن؟
13 couplets
غزل شمارهٔ 6038چیست دانی عشقبازی، بی سخن گویا شدن
9 couplets
غزل شمارهٔ 6039استخوان من اگر رزق هما خواهد شدن
11 couplets
غزل شمارهٔ 6040عاقبت این مرغ وحشی زین قفس خواهد شدن
11 couplets
غزل شمارهٔ 6041شوق ما بال و پر جسم گران خواهد شدن
9 couplets
غزل شمارهٔ 6042ای که چون گل خنده بر اوضاع عالم می زنی
10 couplets
غزل شمارهٔ 6043خانه سوز و آشیان پرداز می باید شدن
8 couplets
غزل شمارهٔ 6044در حضور بلبلان خاموش می باید شدن
9 couplets
غزل شمارهٔ 6045پیش مستان از خرد بیگانه می باید شدن
9 couplets
غزل شمارهٔ 6046مرد غوغا نیستی سرور نمی باید شدن
17 couplets
غزل شمارهٔ 6047از سرانجام سفر غافل نمی باید شدن
15 couplets
غزل شمارهٔ 6048چون توان قانع به پیغام از لب دلبر شدن؟
8 couplets
غزل شمارهٔ 6049چند سرگردان درین دریای بی لنگر شدن؟
11 couplets
غزل شمارهٔ 6050گر تو ای سرو روان خواهی هم آغوشم شدن
6 couplets
غزل شمارهٔ 6051عمر اگر باشد ز قید تن رها خواهم شدن
13 couplets
غزل شمارهٔ 6052با هوسناکان چنین گر آشنا خواهی شدن
9 couplets

