The First Rose
بخش 1 - گل نخستین
Poet: Allama Iqbal
Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
Toggle stanza 1هنوز همنفسی در چمن نمیبینم
هنوز همنفسی در چمن نمیبینم
بهار میرسد و من گل نخستینم
I do not find a single comrade in the garden yet: For springtime is approaching and I am an early rose.
به آب جو نگرم خویش را نظاره کنم
به این بهانه مگر روی دیگری بینم
I look at myself in the mirror of the rivulet, Creating a companion through this self-deluding pose.
به خامهای که خط زندگی رقم زده است
نوشتهاند پیامی به برگ رنگینم
The pen that Destiny employed in writing Being’s scroll Inscribed a message on my leaves for everyone to read.
دلم به دوش و نگاهم به عبرت امروز
شهید جلوهٔ فردا و تازه آئینم
My heart is with the past; my eye is on the present’s roll. A prophet of the future, I proclaim the future’s creed.
ز تیره خاک دمیدم قبای گل بستم
وگرنه اختر واماندهای ز پروینم
I sprang up out of dust and I assumed a rose’s robe; But am, in fact, the Pleiades that was lost in the blue globe.
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چنین که غمزه خوبان نشست در کینم
مدان که یک نفس ایمن ز فتنه بنشینم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1458
ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
به پا چو آبله فرسودنست تسکینم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2292
نشان پای سگانت که بر زمین بینم
برآسمان شرف هست عقد پروینم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 321
به دیده ای که ز راه تو خار و خس چینم
دریغم آید اگر در گل و سمن بینم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 711
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 424
سگی شکایت ایام با کسی میکرد
نبینیام که چه برگشته حال و مسکینم
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 168
شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
که باز با تو دمی شادمانه بنشینم؟
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 183
چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
که غم تو به بازیچه می برد دینم
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 456
Sources
Persian text source: Ganjoor

