غزل شمارهٔ 711
Poet: Jami
Toggle stanza 1به دیده ای که ز راه تو خار و خس چینم
به دیده ای که ز راه تو خار و خس چینم
دریغم آید اگر در گل و سمن بینم
اگر چه دنیی و عقبی کنند بر من عرض
من آستان تو بر هر دو کون بگزینم
من و دعای تو همواره این بود کارم
من و هوای تو پیوسته این بود دینم
مگو به طرف چمن شو نظاره کن در گل
چو مرغ باغ نه من عاشق ریاحینم
مرا ز باغ چه آید ز گل چه بگشاید
چو شوق روی تو آشفته ساخت چندینم
به یک تبسم شیرین ازان لب نمکین
هزار شور فکندی به جان شیرینم
چه پرسیم چه کسی این همه تغافل چیست
سگ تو جامی شوریده حال مسکینم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چنین که غمزه خوبان نشست در کینم
مدان که یک نفس ایمن ز فتنه بنشینم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1458
ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
به پا چو آبله فرسودنست تسکینم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2292
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 424
سگی شکایت ایام با کسی میکرد
نبینیام که چه برگشته حال و مسکینم
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 168
شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
که باز با تو دمی شادمانه بنشینم؟
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 183
چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
که غم تو به بازیچه می برد دینم
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 456
هنوز همنفسی در چمن نمیبینم
بهار میرسد و من گل نخستینم
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 1 - گل نخستین
نشان پای سگانت که بر زمین بینم
برآسمان شرف هست عقد پروینم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 321
Sources
Persian text source: Ganjoor

