غزل شمارهٔ 456
Poet: Urfi
Toggle stanza 1چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
که غم تو به بازیچه می برد دینم
فروغ آیینه ام بی چراغ مجلس نیست
کجاست سرمه کش دیدهٔ خدا بینم
امام شهر که مستم ندیده، حیران بود
بیا بگو به تماشا، کنون که رنگینم
ز من فراغت فردوس دور باد که من
بساط ماتمیان بر فراغ می چینم
ز نور ناصیهٔ من صباح می تابد
شبی که دختر زر بود شمع بالینم
چکد ز هر سر مویم هزار چشمهٔ زهر
از آن به چشم دل اهل درد شیرینم
هزار غم سر غم کرده ام ولی در دل
غم تو ریشه فرو کرد، می کشد اینم
روم به میکده، عرفی، که بشکنم توبه
مباد محتسب از دل بیرون کند کینم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چنین که غمزه خوبان نشست در کینم
مدان که یک نفس ایمن ز فتنه بنشینم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1458
ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
به پا چو آبله فرسودنست تسکینم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2292
نشان پای سگانت که بر زمین بینم
برآسمان شرف هست عقد پروینم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 321
به دیده ای که ز راه تو خار و خس چینم
دریغم آید اگر در گل و سمن بینم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 711
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 424
سگی شکایت ایام با کسی میکرد
نبینیام که چه برگشته حال و مسکینم
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 168
شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
که باز با تو دمی شادمانه بنشینم؟
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 183
هنوز همنفسی در چمن نمیبینم
بهار میرسد و من گل نخستینم
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 1 - گل نخستین
Sources
Persian text source: Ganjoor

