غزل شمارهٔ 2292
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
به پا چو آبله فرسودنست تسکینم
ز محو یاد تو آزار کس چه امکان است
مژه ندید گرانی ز خواب سنگینم
به اختلاط هوس سخت مایلم یارب
سریشمی نکند غفلت شلایینم
چو شمع راحتم از پهلوی ضعیفیهاست
پر است از پر رنگ شکسته بالینم
هزار شکر که آخر ز حسن سعی وفا
حنای پای تو گردید اشک رنگینم
ز نقش پای تو بوی بهار میآید
بیاکه جبهه نهم برزمین وگل چینم
تپیدن دل من جوهر چه آینه است
که میروم ز خود و جلوهٔ تو میبینم
به آستان تو عهد غبار من اینست
که گر سپهر شوم جز به خاک ننشینم
نه نقش پایم و نی سایه اینقدر دانم
که خاک راه توام خواه آن و خواه اینم
هوس به لذت جاهم نکرد دعوت حرص
مگس نداد فریب از لعاب شیرینم
به پایداری صبرم فلک ندارد دست
به نشتر رگ خارا کمر کشد کینم
نهفته در سخنم انفعال مضمونی
که لب چو جبهه عرق میکند به تحسینم
به رنگ جوهر آبی که در گهر سوزد
غبارگشتهام اما بجاست تمکینم
مبرهن است ز آثار نام من بیدل
که غره نیستم از زمرهٔ مساکینم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چنین که غمزه خوبان نشست در کینم
مدان که یک نفس ایمن ز فتنه بنشینم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1458
نشان پای سگانت که بر زمین بینم
برآسمان شرف هست عقد پروینم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 321
به دیده ای که ز راه تو خار و خس چینم
دریغم آید اگر در گل و سمن بینم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 711
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 424
سگی شکایت ایام با کسی میکرد
نبینیام که چه برگشته حال و مسکینم
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 168
شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
که باز با تو دمی شادمانه بنشینم؟
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 183
چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
که غم تو به بازیچه می برد دینم
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 456
هنوز همنفسی در چمن نمیبینم
بهار میرسد و من گل نخستینم
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 1 - گل نخستین
Sources
Persian text source: Ganjoor

