غزل شمارهٔ 321
Poet: Jami
Toggle stanza 1نشان پای سگانت که بر زمین بینم
نشان پای سگانت که بر زمین بینم
برآسمان شرف هست عقد پروینم
برآن سرم به رهت کرده پای از سر خویش
که تا به جاست سر من ز پای ننشینم
جمال عارض و خط تو یاد میآید
به گرد صفحه باغ از خط ریاحینم
چو آمدی به سرم عمر رفته باز آمد
برفت جان چو خرامان شدی ز بالینم
کند خراش غمت ساز چون بریشم چنگ
هزار ناله ز هر تار دلق پشمینم
چگونه لاف زنم با کسان ز دین درست
هزار رخنه ز عشق تو بیش در دینم
چنین که چرخ دغا مهره دزد شد جامی
ازین بساط همان به که مهره برچینم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چنین که غمزه خوبان نشست در کینم
مدان که یک نفس ایمن ز فتنه بنشینم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1458
ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
به پا چو آبله فرسودنست تسکینم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2292
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 424
سگی شکایت ایام با کسی میکرد
نبینیام که چه برگشته حال و مسکینم
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 168
شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
که باز با تو دمی شادمانه بنشینم؟
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 183
چه غم ز رفتن این است، می کشد اینم
که غم تو به بازیچه می برد دینم
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 456
هنوز همنفسی در چمن نمیبینم
بهار میرسد و من گل نخستینم
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 1 - گل نخستین
به دیده ای که ز راه تو خار و خس چینم
دریغم آید اگر در گل و سمن بینم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 711
Sources
Persian text source: Ganjoor

