آڈیوز
صداکار عندلیب کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار عندلیب کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
2535نظمیں2535آڈیوز
نظمیں
غزل شمارهٔ 701آن خواجه خوش لقا چه دارد
آڈیو
غزل شمارهٔ 702پرکندگی از نفاق خیزد
آڈیو
غزل شمارهٔ 703آن کس که ز جان خود نترسد
آڈیو
غزل شمارهٔ 704آن جا که چو تو نگار باشد
آڈیو
غزل شمارهٔ 705ای کز تو همه جفا وفا شد
آڈیو
غزل شمارهٔ 706روزم به عیادت شب آمد
آڈیو
غزل شمارهٔ 707آن یوسف خوش عذار آمد
That Joseph handsome of cheek has come, that Jesus of the age has come;
Enآڈیو
غزل شمارهٔ 708برخیز که ساقی اندر آمد
آڈیو
غزل شمارهٔ 709جان از سفر دراز آمد
آڈیو
غزل شمارهٔ 710آن شعله نور میخرامد
آڈیو
غزل شمارهٔ 711امروز نگار ما نیامد
آڈیو
غزل شمارهٔ 712خوش باش که هر که راز داند
آڈیو
غزل شمارهٔ 713ساقی زان می که میچریدند
آڈیو
غزل شمارهٔ 714اول نظر ار چه سرسری بود
آڈیو
غزل شمارهٔ 715اول نظر ار چه سرسری بود
آڈیو
غزل شمارهٔ 716دیر آمدهای سفر مکن زود
آڈیو
غزل شمارهٔ 717آن کس که به بندگیت آید
آڈیو
غزل شمارهٔ 718آخر گهر وفا ببارید
آڈیو
غزل شمارهٔ 719ای اهل صبوح در چه کارید
آڈیو
غزل شمارهٔ 720از بهر چه در غم و زحیرید
آڈیو
غزل شمارهٔ 721هر سینه که سیمبر ندارد
آڈیو
غزل شمارهٔ 722ما مست شدیم و دل جدا شد
آڈیو
غزل شمارهٔ 723ساقی برخیز کان مه آمد
آڈیو
غزل شمارهٔ 724گر مایهٔ دهر جان فزا بود
آڈیو
غزل شمارهٔ 725کس با چو تو یار راز گوید
آڈیو
غزل شمارهٔ 726شب رفت حریفکان کجایید
آڈیو
غزل شمارهٔ 727از دلبر ما نشان کی دارد
آڈیو
غزل شمارهٔ 728دشمن خویشیم و یار آنک ما را میکُشد
We are foes to ourselves, and friends to him who slays us; we are drowned in the sea, and the waves of the sea are slaying us.
Enآڈیو
غزل شمارهٔ 729اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
آڈیو
غزل شمارهٔ 730اینک آن مرغان که ایشان بیضهها زرین کنند
Behold, those birds which lay golden eggs every morning saddle the swift colt of the skies.
Enآڈیو
غزل شمارهٔ 731پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
آڈیو
غزل شمارهٔ 732دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
آڈیو
غزل شمارهٔ 733ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد
آڈیو
غزل شمارهٔ 734مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
آڈیو
غزل شمارهٔ 735دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
Last night our elephant remembered India again, in frenzy he was rending the veil of night till dawn.
Enآڈیو
غزل شمارهٔ 736گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد
آڈیو
غزل شمارهٔ 737نام آن کس بَر که مرده از جمالش زنده شد
آڈیو
غزل شمارهٔ 738مطربم سرمست شد انگشت بر رق میزند
آڈیو
غزل شمارهٔ 739قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند
آڈیو
غزل شمارهٔ 740مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند
آڈیو
غزل شمارهٔ 741پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
آڈیو
غزل شمارهٔ 742عشق عاشق را ز غیرت نیک دشمن رو کند
آڈیو
غزل شمارهٔ 744رو ترش کردی مگر دی بادهات گیرا نبود
آڈیو
غزل شمارهٔ 745آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود
I have come to lay my face in the dust of the Beloved’s feet, I have come to beg pardon for a moment for my actions.
Enآڈیو
غزل شمارهٔ 746برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید
آڈیو
غزل شمارهٔ 747ای طربناکان ز مطرب التماس می کنید
آڈیو
غزل شمارهٔ 748فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد
آڈیو
غزل شمارهٔ 749مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
آڈیو
غزل شمارهٔ 750شاد شد جانم که چشمت وعدهٔ احسان نهاد
آڈیو
غزل شمارهٔ 751هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد
آڈیو

