Toggle stanza 1
ای طربناکان ز مطرب التماس می‌ کنید
1
ای طربناکان ز مطرب التماس می‌ کنید
سوی عشرت‌ها روید و میل بانگ نی کنید
2
شهسوار اسب شادی‌ها شوید ای مقبلان
اسب غم را در قدم‌های طرب‌ها پی کنید
3
زان می صافی ز خم وحدتش ای باخودان
عقل و هوش و عاقبت بینی همه لاشیء کنید
4
نوبهاری هست با صد رنگ گلزار و چمن
ترک سرد و خشک و ادباری ماه دی کنید
5
کشتگان خواهید دیدن سربریده جوق جوق
ایها العشاق مرتدید اگر هی هی کنید
6
سوی چینست آن بت چینی که طالب گشته‌اید
این چه عقلست این که هر دم قصد راه ری کنید
7
در خرابات بقا اندر سماع گوش جان
ترک تکرار حروف ابجد و حطی کنید
8
از شراب صرف باقی کاسه سر پر کنید
فرش عقل و عاقلی از بهر لله طی کنید
9
از صفات باخودی بیرون شوید ای عاشقان
خویشتن را محو دیدار جمال حی کنید
10
با شه تبریز شمس الدین خداوند شهان
جان فدا دارید و تن قربان ز بهر وی کنید

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور