باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 5453ما به چشم انجم و افلاک خار افشانده ایم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5454لطف کن مطرب رهی سر کن که بر جا مانده ایم

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5455گرچه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5456عشق را در بند جسم از پیچ و تاب افکنده‌ایم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5457روزگاری در رگ جان پیچ و تاب افکنده‌ایم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5458ما ز روی آتشین او نقاب افکنده‌ایم

4 اشعار

غزل شمارهٔ 5459ما دل خود را ز غفلت در گناه افکنده ایم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5460ما به چشم کوته اندیشان چنین آسوده ایم

17 اشعار

غزل شمارهٔ 5461ما به بوی گل ز قرب گلستان آسوده‌ایم

15 اشعار

غزل شمارهٔ 5462در دل صد پاره عیش جاودان پوشیده ایم

15 اشعار

غزل شمارهٔ 5463ما ز شغل آب و گل آیینه را پرداختیم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5464ما نفس بر لب به صد رنج و تعب می آوریم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5465از شکست آرزو قند مکرر می خوریم

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5466ما ز حیرت در حریم وصل هجران می کشیم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5467ما به دشنام از لب شیرین دلبر قانعیم

22 اشعار

غزل شمارهٔ 5468ما ز اهل عالمیم اما ز عالم فارغیم

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5469ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیم

آڈیو
17 اشعار

غزل شمارهٔ 5470گرد باد دامن صحرای بی سامانیم

آڈیو
16 اشعار

غزل شمارهٔ 5471چند چون اخگر نفس در زیر خاکستر زنیم

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5472در وصالیم و ز هجران دست بر سر می‌زنیم

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5473مستیی کو تا ره صحرای محشر سرکنیم

13 اشعار

غزل شمارهٔ 5474عشق کو تا همچو گل با خون خود بازی کنیم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5475ما کجا دست آشنا با مهره گل می‌کنیم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5476ما پریشان حاصل خود را زمستی می کنیم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5477دست اگر کوتاه باشد آرزویی می کنیم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5478دل درون سینه و ما رو به صحرا می رویم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5479گرچه ما راه طلب را پای در گل می رویم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5480گر چنین از کف عنان توسن دل می دهیم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5481حدیث تلخ ناصح کرد بیخود چون می نابم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5482ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 5483نظر تا باز کردم بر رخش بار سفر بستم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5484ز گیرایی چنان گشته است بی برگ و نوا دستم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 5485در آن شبها که از یاد تو ساغر بود در دستم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5486ز شور عشق اگر گل بر سر دستار می بستم

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5487نه آن جنسم که در قحط خریدار از بها افتم

آڈیو
11 اشعار

غزل شمارهٔ 5488به یاد آتشین رخساره ای در انجمن رفتم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 5489به پای خفته دایم حرف از شبگیر می گفتم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5490زبیتابی عنان خواهش دل را چسان پیچم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5491گرچه بی ثمر مانند سرو و بید و شمشادم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 5492به رغبت نقد جان به یار سیمبر دادم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5493به ناکامی ز خاک آستانت دردسر بردم

5 اشعار

غزل شمارهٔ 5494غبار هستی خود سرمه چشم فنا کردم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5495نظر را تا چراغ گوشه محراب خود کردم

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5496زغفلت عمر خود را چون قلم صرف سخن کردم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5497نخوردم نیش خاری تا وداع رنگ و بو کردم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5498نه از خامی در آتش ناله و فریاد می کردم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 5499اگر بی‌پرده در گلزار افغان ساز می‌کردم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 5500اگر می‌داشتم بال و پری پرواز می‌کردم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 5501اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردم

6 اشعار

غزل شمارهٔ 5502سواد شهر را از گریه گرهامون نمی کردم

8 اشعار