غزل شمارهٔ 6885

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 25

صنف: غزل

Toggle stanza 1
فکنده شور محبت مرا به صحرایی
1

فکنده شور محبت مرا به صحرایی

که موج می زند از هر کنار دریایی

2

ندانم آن خط سحرآفرین چه مضمون است

که در قلمرو دلهاست طرفه غوغایی

3

خیال من که به دامان عرش پای زده

ندیده است به این رتبه سرو بالایی

4

چه شور در جگر خاک ریخت ابر بهار؟

که هست در سر هر برگ لاله سودایی

5

اگر تو پنبه غفلت برآوری از گوش

کدام خار ندارد زبان گویایی؟

6

در انتظار تو هر هفت کرده است بهشت

نظر سیاه مگردان به هر تماشایی

7

ازان همیشه بهارست لاله خورشید

که صلح کرد ز عالم به چشم بینایی

8

چه حاجت است به ترتیب لشکر خط و خال؟

تصرف دل ما را بس است ایمایی

9

برآورد ز خیابان خلد سر صائب

کسی که رفت به یاد بلند بالایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دلم که لاف زدی از کمال دانایی

نگر که چون شد از اندیشه تو سودایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1897

ز خویش رفته‌ام اما نرفته‌ام جایی

غبار راه توام تا کی‌ام زنی پایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2808

گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی

که زود می روی ای جان و دیر می آیی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 462

شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی

نداشتم من بیدل جز این تمنایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 978

به چَشْم کَرْدِه‌ام اَبْرویِ ماه‌سیمایی

خیالِ سَبْزخَطْی، نَقْش بَسْتِه‌اَم جایی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 491

به من سلام فرستاد دوستی امروز

که ای نتیجهٔ کلکت سواد بینایی

حافظقطعاتقطعه شمارهٔ 29

ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

چو وام دار مرا می‌کند تقاضایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3064

شدم به سوی چه آب همچو سقایی

برآمد از تک چه یوسفی معلایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3065

بیامدیم دگربار سوی مولایی

که تا به زانوی او نیست هیچ دریایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3079

تو نور دیده جان یا دو دیده مایی

که شعله شعله به نور بصر درافزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3080

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور