غزلیات
عرفی
غزل شمارهٔ 501چون زخم تازه دوخته ز خون لبالبم
9 اشعار
غزل شمارهٔ 502ما جام درد با دف و نی کم کشیده ایم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 503هر متاع فتنه کز عشق ستمگر میخرم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 504چند چو جو خوری، در پی آبرو روم
3 اشعار
غزل شمارهٔ 505مستیی کو که خرد را ز جنون دل شکنیم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 506بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 507نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 508مستم دگر این بیخودی از بوی که دارم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 509منم که پارهٔ غم در دهان غم دارم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 510به لب داغ چو با خنده به مرهم زده ایم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 511دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
4 اشعار
غزل شمارهٔ 512باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
6 اشعار
غزل شمارهٔ 513در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 514ز من نبوده فغانی که دوش می کردم
7 اشعار
غزل شمارهٔ 515دل ر ا چه می دهی که به دارالشفا بریم
8 اشعار
غزل شمارهٔ 516چند از این بند غمت فال گشادی بزنیم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 517گر نه خود را بیخود از جام جنون می ساختم
5 اشعار
غزل شمارهٔ 518پیش بردم در قمار عشق جانان باختن
6 اشعار
غزل شمارهٔ 519خوش آن ساعت که می رفتی و طاقت می رمید از من
5 اشعار
غزل شمارهٔ 520به چه رو به جلوه آید، طلب نیازمندان
7 اشعار
غزل شمارهٔ 521دانی که چیست مصلحت ما؟ گریستن
8 اشعار
غزل شمارهٔ 522دلا رنجی ببر، کز دردمندان می توان بودن
5 اشعار
غزل شمارهٔ 523خوش در خور است، حسرت تو با گریستن
7 اشعار
غزل شمارهٔ 524میرم ز هجر و گویم، یا رب به حسرت من
5 اشعار
غزل شمارهٔ 525بوستان پژمرده گردد، از دل ناشاد من
6 اشعار
غزل شمارهٔ 526نام حسنت چون برم، بر آسمان آید گران
7 اشعار
غزل شمارهٔ 527نه رو از ناز می تابد، گه نظاره ماه من
7 اشعار
غزل شمارهٔ 528تا تیغ به کف یابی، بر نفس دو دستی زن
5 اشعار
غزل شمارهٔ 529بیار شیشهٔ می، بر گل و کلاه فشان
7 اشعار
غزل شمارهٔ 530ای گریه، خون دل به کنار هوس مکن
5 اشعار
غزل شمارهٔ 531هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
5 اشعار
غزل شمارهٔ 532میان دعا بر دل شب مزن
6 اشعار
غزل شمارهٔ 533ز خونم روی میدان تازه گردان
8 اشعار
غزل شمارهٔ 534کو می شوقی که دل مست جنون آید برون
3 اشعار
غزل شمارهٔ 535ساقی بیا و دامن گل بر سبو فشان
6 اشعار
غزل شمارهٔ 536تو ای زاهد برو افسانهٔ باغ ارم بشنو
6 اشعار
غزل شمارهٔ 537ز چشم من مجوش ای گریه هنگام وصال او
6 اشعار
غزل شمارهٔ 538مسازم نا امید از خود، چو گشتم مبتلای تو
8 اشعار
غزل شمارهٔ 539تا به خون ریزیم اشارت ها نمود ابروی او
6 اشعار
غزل شمارهٔ 540اینک رسید وعده، گشاد نقاب کو
9 اشعار
غزل شمارهٔ 541صنمی که غمزهٔ او، به صف بلا نشسته
7 اشعار
غزل شمارهٔ 542خیز و شراب حیرتم، زان قد جلوه ساز ده
7 اشعار
غزل شمارهٔ 543ساغر لب ریز وصل، بر کف مشتاق نه
4 اشعار
غزل شمارهٔ 544عاشقی دکان رسوایی به شهر و کو منه
6 اشعار
غزل شمارهٔ 545شب نشد از تاب تب پیرهن آتشکده
5 اشعار
غزل شمارهٔ 546جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده
9 اشعار
غزل شمارهٔ 547به کشتن من عاجز شتاب، یعنی چه
5 اشعار
غزل شمارهٔ 548نه بی موجب به خاکم، از سم اسبش، نشان مانده
4 اشعار
غزل شمارهٔ 549بانگ ما کبک است، خرمن را به خرمن باز ده
6 اشعار
غزل شمارهٔ 550از سفر می آیی و تاراج عزت کرده ای
7 اشعار
آڈیو
صداکاران
صنف
اصناف
وزن

