غزل شمارهٔ 543
Toggle stanza 1ساغر لب ریز وصل، بر کف مشتاق نه
11
ساغر لب ریز وصل، بر کف مشتاق نه
زمزمهٔ آتشین بر لب عشاق نه
22
ای قلم شعله ریز، دود دل ما بریز
آتش حسرت فزوز در دل اوراق نه
33
حسن صنم پرده سوخت، ای دل دیدار دوست
ناصیه بر خاک بند، حوصله بر تاق نه
44
عرفی اگر در جگر، شعله ندانی شکست
صد فلک از دود دل، بر سر آفاق نه
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

