غزل شمارهٔ 506
Toggle stanza 1بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
11
بردیم ز کویش، دم سردی و گذشتیم
سودیم بر آن در، رخ زردی و گذشتیم
22
یاران بستادند که این جلوه گه کیست
ما سرمه گرفتیم ز گردی و گذشتیم
33
هر گه که ره ما به یکی راه رو افتاد
دیدیم چو خود، یکی بیهده گردی و گذشتیم
44
چون باد صبا، روی به هر سو که نهادیم
چیدیم غبار ره مردی و گذشتیم
55
آن در که پای دل ما داشت به زنجیر
گفتیم به دیوانهٔ فردی و گذشتیم
66
هر گه که گذار من و عرفی به هم افتاد
دادیم به هم تحفهٔ دردی و گذشتیم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

