غزل شمارهٔ 507
Toggle stanza 1نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
11
نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
تا هست فرصتم ادب خویش می کنیم
22
نایاب گوهریست مرادم و گر نه من
دریوزه از نوانگر و درویش می کنیم
33
بیهوده رفتنم ز فروماندگی به است
تا خضر نیست رهبری خویش می کنیم
44
دانم که نیست چاره و هر دم ز اضطراب
آزار عقل مصلحت اندیش می کنیم
55
عرفی اگر ز کاوش دل مانده ام چه باک
ناخن ز کار شد، طلب نیش می کنیم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

