Toggle stanza 1
نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم
1

نیشی گرفته سینهٔ خویش ریش می کنیم

تا هست فرصتم ادب خویش می کنیم

2

نایاب گوهریست مرادم و گر نه من

دریوزه از نوانگر و درویش می کنیم

3

بیهوده رفتنم ز فروماندگی به است

تا خضر نیست رهبری خویش می کنیم

4

دانم که نیست چاره و هر دم ز اضطراب

آزار عقل مصلحت اندیش می کنیم

5

عرفی اگر ز کاوش دل مانده ام چه باک

ناخن ز کار شد، طلب نیش می کنیم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور