غزل شمارهٔ 531
شاعر: عرفی
Toggle stanza 1هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
11
هنگام و دم نزغ، خراب نقس است این
این حالت نزع است، دلم را هوس است این
22
می آیی و در خرمن ما می زنی آتش
در طعنه میندیش، که خاشاک خس است این
33
طوطی چو رود سوی شکر تلخ دهانان
گویند که بیداد به رنگ مگس است این
44
افغان مکن ای مرغ گرفتار، فرو میر
این باغ ارم نیست، درون قفس است این
55
گفتم نگهی کن، که به شکرانه دهم جان
رو تافت که عرفی نه چنان کار کس است این
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

