غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 2151چو اشک امشب به ساغر بادهٔ نابی دگر دارم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2152به دشت بیخودی آوازهٔ شوق جرس دارم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 2153پر افشانم چو صبح اما گرفتاری هوس دارم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2154درین حیرتسرا عمریست افسون جرس دارم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2155می‌پرست ایجادم نشئهٔ ازل دارم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2156به حسرت غنچه‌ام یعنی به دلتنگی وطن دارم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2157مقیم وحدتم هر چند در کثرت وطن دارم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2158به رنگ شمع ممکن نیست سوز دل نهان دارم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2159در آن محفل‌ که‌ام من تا بگویم این و آن دارم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2160عمری‌ست ز اسباب غنا هیچ ندارم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2161می‌ام به‌ ساغر اگر خشک شد خمار ندارم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2162عبرت انجمن جایی‌ست مأمنی که من دارم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2163مپرسید از معاش خنده عنوانی‌ که من دارم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2164ببین به ساز و مپرس از ترانه‌ای‌ که ندارم

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 2165چو سایه خاک به سر داغم از غمی‌ که ندارم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2166به هستی از اثر اعتبار مایه ندارم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2167خاموشم و بیتابی فریاد تو دارم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2168شبی‌که بی‌توجهان را به یاس تنگ برآرم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2169غبار یأسم به هر تپیدن هزار بیداد می‌نگارم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2170مسلمان‌ گشتم و هیچ از میان نگسست زنارم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2171من درین بحر، نه‌ کشتی نه‌ کدو می‌آرم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2172بر آسمان رسانم و گر بر هوا برم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2173بر ندارد شوخی از طبع ادب تخمیر شرم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2174ز دشت بیخودی می‌آیم از وضع ادب دورم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2175شعورت خواه مستم وانماید خواه مخمورم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2176نی سر تعمیر دل دارم نه تن می‌پرورم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2177چه حاجتست به بند گران تدبیرم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2178چه نیرنگست یارب در تماشاگاه تسخیرم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2179ز بس ضعیف مزاج جهان تدبیرم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2180نمی‌باشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2181چه دولت است که من نامت از ادب گیرم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2182ز سودای چشم تو تا کام ‌گیرم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2183چو ماه نو به چندین حسرت از خود کام می‌گیرم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2184سراغ عیش ز عمر نمانده می‌گیرم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2185اگر ساقی ز موجِ باده بندد رشتهٔ سازم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2186حیرت دمد از شوخی گل کردن رازم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2187ز بال نارسا بر خویش پیچیده است پروازم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2188ز فیض‌ ناتوانی مصرعی در خلق ممتازم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2189به حیرت خویش را بیگانهٔ ادراک می‌سازم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2190به ذوق جستجویت جیب هستی چاک می‌سازم

10 اشعار

غزل شمارهٔ 2191نفس را بعد ازین در سوختن افسانه می‌سازم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2192چو سرو از ناز بر جوی حیا بالیدنت نازم

7 اشعار

غزل شمارهٔ 2193زرنگ ناز چون گل بزم عشرت چیدنت نازم

4 اشعار

غزل شمارهٔ 2194قیامت‌ کرد گل در پیرهن بالیدنت نازم

14 اشعار

غزل شمارهٔ 2195به لب حرف طلب دزدم به دل شور هوس سوزم

9 اشعار

غزل شمارهٔ 2196شرار سنگم و در فکر کار خویش می‌سوزم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2197آمد ز گلشن ناز آن جوهر تبسم

12 اشعار

غزل شمارهٔ 2198واکرد صبح آهی بر دل در تبسم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2199باز از جهان حسرت دیدار می‌رسم

11 اشعار

غزل شمارهٔ 2200از ضعف بسکه در همه جا دیر می‌رسم

13 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان