غزل شمارهٔ 2176
Toggle stanza 1نی سر تعمیر دل دارم نه تن میپرورم
11
نی سر تعمیر دل دارم نه تن میپرورم
مشت خاکی را به ذوق خون شدن میپرورم
22
با نگاه دیدهٔ قربانیانم توأمی است
بینفس عمریست خود را درکفن میپرورم
33
صبر دارم تا کجا آتش به فریادم رسد
تخم نومیدی سپندم سوختن میپرورم
44
سایه وار آسودگیهایم همان آوارگیست
تیره روزم شام غربت در وطن میپرورم
55
پیرم و شرمم نمیآید ز افسون امل
عبرتی در سایهٔ نخلکهن میپرورم
66
بستهام دل را به یاد چین گیسوی کسی
در دماغ نافهای فکر ختن میپرورم
77
اختیار گوشهٔ خاموشیم بیهوده نیست
قدردان معنیام ربط سخن میپرورم
88
بیتماشایی نمیباشد تعلق زار جسم
در قفس زین مشت پرگل در چمن میپرورم
99
اشک مجنون آبیار انتظار عبرتیست
میدمد لیلی نهالی را که من میپرورم
1010
بیدل این رنگی که عریانی ز سازش کم نبود
در قیاس ناز آن گل پیرهن میپرورم
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

