غزلیات

بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ 801برگ طربم عشرت بی‌برگ و نوایی‌ست

14 اشعار

غزل شمارهٔ 802در ربط خلق یکسر ناموس‌کبریایی‌ست

12 اشعار

غزل شمارهٔ 803ز خویش‌ مگذر اگر جوهرت‌ شناسایی‌ ست

15 اشعار

غزل شمارهٔ 804هرچند درین‌ گلشن هرسو گل خودروییست

12 اشعار

غزل شمارهٔ 805گرم‌رفتاری که سر در راه آن یکتا گذاشت

14 اشعار

غزل شمارهٔ 806نیشی تا علم همت عنقا برداشت

13 اشعار

غزل شمارهٔ 807یک شبم در دل نسیم یاد آن گیسو گذشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 808زان خوشه‌که میناگری باغ عنب داشت

11 اشعار

غزل شمارهٔ 809جرأت سؤال شرم ترا گر جواب داشت

16 اشعار

غزل شمارهٔ 810جز خموشی هرکه دل بر ناله و فریاد داشت

11 اشعار

غزل شمارهٔ 811حیرتم عمری به امید ندامت شاد داشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 812سعی‌جاه آرزوی خاک شدن در سر دا‌شت

15 اشعار

غزل شمارهٔ 813برق آفت لمعه در بی‌ضبطی اسرار داشت

13 اشعار

غزل شمارهٔ 814شب‌که شور بلبل ما ریشه درگلزار داشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 815ز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشت

10 اشعار

غزل شمارهٔ 816تا جنون نقد بهار عشرتم در چنگ داشت

11 اشعار

غزل شمارهٔ 817تا ز حسن وگلستان تماشا رنگ داشت

10 اشعار

غزل شمارهٔ 818دوش در راه خیالت عجز شوق آهنگ داشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 819اندیشه در نزاکت معنی کمال داشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 820در وادیی که قدرت عجزم کمال داشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 821هرجا دلی تپیدن شوق خیال داشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 822تا نظر بر شوخی من نرگس خودکام داشت

8 اشعار

غزل شمارهٔ 823سادگی دل را اسیر فکرهای خام داشت

10 اشعار

غزل شمارهٔ 824شب‌ که جوش‌ حسرتی ‌زان نرگس‌ خودکام داشت

10 اشعار

غزل شمارهٔ 825شب‌که طاووس مرا شوق تو بال‌افشان داشت

10 اشعار

غزل شمارهٔ 826وهم هستی هیچکس را ازتپیدن وانداشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 827هرکه را دستی ز همت بود جز بر دل نداشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 828زندگانی‌ست‌ که جز مرگ سرانجام نداشت

11 اشعار

غزل شمارهٔ 829امشب که به دل حسرت دیدارکمین داشت

11 اشعار

غزل شمارهٔ 830چه سحر بود که دوشم دل آرزوی تو داشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 831آغاز نگاهم به قیامت نظری داشت

14 اشعار

غزل شمارهٔ 832گر جنونم هوس قطع منازل می‌داشت

10 اشعار

غزل شمارهٔ 833تو ازآن خلوت یکتا چه خبر خواهی داشت

8 اشعار

غزل شمارهٔ 834گل در چمن رسید و قدم بر هوا گذاشت

11 اشعار

غزل شمارهٔ 835همت من از نشان جاه چون ناوک‌ گذشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 836تا عرقناک از چمن آن شوخ بی‌پروا گذشت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 837در طلبت شب چه جنون‌ها گذشت

16 اشعار

غزل شمارهٔ 838یأس مجنون آخر از پیچ و خم سودا گذشت

14 اشعار

غزل شمارهٔ 839چنین که عمر تأملگر شتاب گذشت

13 اشعار

غزل شمارهٔ 840فرصت نظاره تا مژگان گشودن درگذشت

15 اشعار

غزل شمارهٔ 841شب به یاد آن لب خموش گذشت

11 اشعار

غزل شمارهٔ 842به فکر دل لبم از ربط قیل و قال‌گذشت

11 اشعار

غزل شمارهٔ 843دوش از نظر خیال تو دامن‌کشان گذشت

14 اشعار

غزل شمارهٔ 844همت ‌از هر دو جهان ‌جست ‌و ز دل در نگذشت

11 اشعار

غزل شمارهٔ 845نه همین سبزه از خطش ترگشت

14 اشعار

غزل شمارهٔ 846ز فقر تا به شهادت شد آشنا انگشت

14 اشعار

غزل شمارهٔ 847بی‌روی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت

11 اشعار

غزل شمارهٔ 848شب هجوم جلوه او در خیالم جا گرفت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 849دی حرف خرامش به لبم بال‌گشا رفت

14 اشعار

غزل شمارهٔ 850سعی روزی داشتم آخر ندامت پیش رفت

11 اشعار

آڈیو

صداکاران

صنف

اصناف

وزن

اوزان