Toggle stanza 1
ز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشت
1

ز بس که معنی مکتوب عشق پیچش داشت

زبان خامهٔ ما هر چه‌ گفت لغزش داشت

2

سحاب مزرعهٔ رنگ ما و من دیدم

نه‌سن بود نه‌مینا، شکست نازش‌داشت

3

هزارگل ز چمن رفت و باز برگردید

بهار رنگ چه مقدار ذوق‌ گردش داشت

4

به یک نظر دو جهان از عدم برآوردی

گشاد آن مژهٔ ناز این چه‌کاوش داشت

5

از بن چمن به چه شوخی‌ گذشته‌ای امروز

که رنگ شرم تو از بوی‌ گل‌ تراوش داشت

6

تغافل تو به نقد دماغ صرفه ندید

وگرنه دل هوس یک دو ناله ارزش داشت

7

به حیرتم چه فسون خواند عجزبسمل من

که جای‌ خون‌، دم‌ شمشیر یار ریزش داشت

8

منم‌که بیخبر از آستان دل ماندم

ز دیر و کعبه ‌مگو، سنگ‌هم ‌پرستش داشت

9

به جز خیال خزان هیچ نیست رنگ بهار

که غنچه ازپررنگ شکسته بالش داشت

10

هزار شمع به یک حرف داغ شد بیدل

که‌این بساط هوس آنچه داشت‌کاهش داشت

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…