زمین
چهار چیز مر آزاده را ز غم بخرد
تن درست و خوی نیک و نام نیک و خرد
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 28
ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد
که عشق جان و خرد را به نیم جو نخرد
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 919
غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد
ازو درست نیاید غم غریبان خورد
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 21
مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی را پرسیدند: «نیکبخت کیست و بدبختی چیست؟» گفت: «نیکبخت آن که خورد و کشت و بدبخت آن که مُرد و هِشت.»
مکن نماز بر آن هیچ کس که هیچ نکرد
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 1
به گرد تربت روشندلان دلیر مگرد
که ابر، سینه خورشید را نسازد سرد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3756
منم که دل نکنم ساعتی ز مهر تو سرد
ز یاد تو نبوم فرد اگر بوم ز تو فرد
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 103