صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 919

غزل شمارهٔ 919

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد
که عشق جان و خرد را به نیم جو نخرد

Love took away sleep from me—and love takes away sleep, for love purchases not the soul and mind for so much as half a barleycorn.

22
که عشق شیر سیاه‌ست تشنه و خون خوار
به غیر خون دل عاشقان همی‌نچرد

Love is a black lion, thirsty and blood-drinking, it pastures only on the blood of lovers.

33
به مهر بر تو بچفسد به سوی دام آرد
چو درفتادی از آن پس ز دور می‌نگرد

It clings to you in affection, and drags you to the snare; when you have fallen in, then it looks on from afar.

44
امیر دست درازست و شحنه بی‌باک
شکنجه می‌کند و بی‌گناه می‌فشرد

Love is a tyrannous prince, an unscrupulous police officer, it tortures and strangles the innocent.

55
هر آنک در کفش آید چو ابر می‌گرید
هر آنک دور شد از وی چو برف می‌فسرد

Whoso falls into Love’s hands weeps like a cloud; whoso dwells afar from Love freezes like snow.

66
هزار جام به هر لحظه خرد درشکند
هزار جامه به یک دم بدوزد و بدرد

Every instant Love shatters a thousand bowls into fragments, every moment stitches and rends a thousand garments.

77
هزار چشم بگریاند و فروخندد
هزار کس بکشد زار زار و یک شمرد

Love causes a thousand eyes to weep, and goes on laughing; Love slays miserably a thousand souls, and counts them as one.

88
به کوه قاف اگر چه که خوش پرد سیمرغ
چو دام عشق ببیند فتد دگر نپرد

Though the simurgh flies happily in Mount Q¯af, when it sees Love’s snare it falls, and flies no more.

99
ز بند او نرهد کس به شید یا به جنون
ز دام او نرهد هیچ عاقلی به خرد

No man escapes from Love’s cords by deceit or madness, no reasoning man escapes from its snare by intelligence.

1010
مخبط‌ست سخن‌های من از او گر نی
نمودمی به تو آن راه‌ها که می‌سپرد

My words are disordered because of Love, else I would have shown you the ways Love travels;

1111
نمودمی به تو کو شیر را چه سان گیرد
نمودمی که چگونه شکار را شکرد

I would have shown you how Love seizes the lion, I would have shown you how Love hunts the prey.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چو کارزار کند شاه روم با شمشاد

چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 918

اگلی نظم

کسی که عاشق آن رونق چمن باشد

عجب مدار که در بی‌دلی چو من باشد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 920

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چهار چیز مر آزاده را ز غم بخرد

تن درست و خوی نیک و نام نیک و خرد

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 28

غریب شهر کسان تا نبوده باشد مرد

ازو درست نیاید غم غریبان خورد

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 21

مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی را پرسیدند: «نیک‌بخت کیست و بدبختی چیست؟» گفت: «نیک‌بخت آن که خورد و کشت و بدبخت آن که مُرد و هِشت.»

مکن نماز بر آن هیچ کس که هیچ نکرد

سعدی»گلستان»باب هشتم در آداب صحبت»حکمت شمارهٔ 1

منم که دل نکنم ساعتی ز مهر تو سرد

ز یاد تو نبوم فرد اگر بوم ز تو فرد

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 103

سوال کرد دل من که دوست با تو چه کرد؟

چرات بینم با اشک سرخ و با رخ زرد؟

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 106

به گرد تربت روشندلان دلیر مگرد

که ابر، سینه خورشید را نسازد سرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3756

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00