شاعر: صائب
ای چشم تو پرده دار اعجاز
مژگان تو سایه پرور ناز
از قافله شکایت ما
چون ریگ روان نخیزد آواز
پیشانی صبح و آفتاب اوست
درسینه پاک گوهران راز
بر زنده قبای خاک مپسند
دل را ز غبار کین بپرداز
در پرده خون دل حصاری است
از لعل لب تو آب اعجاز
گردانده ز خلق روی امید
کار صائب بود خداساز
زمین
بر جان من شکسته دل باز
کردی تو شراب خوردن آغاز
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1118
ماییم فداییان جانباز
گستاخ و دلیر و جسم پرداز
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1191
ای مطرب درد، پرده بنواز
هان! از سر درد در ده آواز
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 132
ای روی تو شمع پردهٔ راز
در پردهٔ دل غم تو دمساز
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 409
ای شیوهٔ تو کرشمه و ناز
تا چند کنی کرشمه آغاز
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 410
آن را که برد به مسند راز
اول در زاریش کند باز
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 286
فارسی متن کا ماخذ: گنجور