شاعر: عراقی
ای مطرب درد، پرده بنواز
هان! از سر درد در ده آواز
تا سوختهای دمی بنالد
تا شیفتهای شود سرافراز
هین! پرده بساز و خوش همی سوز
کان یار نشد هنوز دمساز
دلدار نساخت، چون نسوزم؟
سوزم، چو نساخت محرم راز
ماتم زدهام، چرا نگریم؟
محنت زدهام، چه میکنم ناز؟
ای یار، بساز تا بسوزم
یا با سوزم بساز و بنواز
یک جرعه ز جام عشق در ده
تا بو که رهانیم ز خود باز
ور سوختن من است رایت
من ساختهام، بسوز و بگداز
گر یار نساخت، ای عراقی،
خیز از سر سوز نوحه آغاز
در درد گریز، کوست همدم
با سوز بساز، کوست همساز
زمین
بر جان من شکسته دل باز
کردی تو شراب خوردن آغاز
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1118
ماییم فداییان جانباز
گستاخ و دلیر و جسم پرداز
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1191
ای چشم تو پرده دار اعجاز
مژگان تو سایه پرور ناز
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4822
ای روی تو شمع پردهٔ راز
در پردهٔ دل غم تو دمساز
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 409
ای شیوهٔ تو کرشمه و ناز
تا چند کنی کرشمه آغاز
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 410
آن را که برد به مسند راز
اول در زاریش کند باز
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 286
فارسی متن کا ماخذ: گنجور