خضر راه حقیقت است مجاز
مکن این در به روی خویش فراز
دل محمود اگر همی خواهی
دست کوته مکن ز زلف ایاز
عاشق از سرزنش نیندیشد
شمع رانیست سرکشی از گاز
دست خون است داو اول ما
دوشش ماست نقش سینه باز
پرده نام وننگ یک سو کن
زن نه ای، ای عشق درلباس مباز
سیل تقوی و برق ناموس است
می گلرنگ و شعله آواز
آخر کار خوشه را دیدی
گردن سرکشی دگر مفراز
خنده کبک درکمین دارد
اشک خونین چنگل شهباز
پای در دامن قناعت کش
تا نسوزی به آتش تک و تاز
گل و زر داری و دو روزه نشاط
سرو و بی حاصلی و عمر دراز
بردباری است معدن گوهر
خاکساری است مسند اعزاز
چون فلاخن به گرد خویش بگرد
هر چه بردل گران، به دور انداز
صائب از خاک پاک تبریزست
هست سعدی گر از گل شیراز
زمین
ای سرم را به خاک پات نیاز
عاشقی را ز سر کنم آغاز
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1114
نازنینان و چاربالش ناز
خاکساران و آستان نیاز
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1130
عاشقی که از دهشت حبیب دلتنگ بود و از وحشت رقیب پای در سنگ، آرزو می برد که کی باشد که آن ساده روی ریش برآورده باشد و پندار حسن از سر بیرون کرده تا بی تحاشی در خدمت او توانم بود و بی تکلف از صحبت او توانم آسود.
شنودم که چون موی از روی او برآمد و تازگی جمال آن پسر به سر آمد او نیز چون دیگران از راه تمنای او بنشست و دیده از تماشای او بربست. با وی گفتند: این خلاف آن است که می گفتی. گفت: من چه دانستم که این صید به هویی بخواهد گریخت و این قید به مویی بخواهد گسیخت.
جامیبهارستانروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 11
زندگانی چه کوته و چه دراز
نه به آخر بمرد باید باز؟
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 67
ای به خلق از جهانیان ممتاز
چشم خلقی به روی خوب تو باز
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 310
متقلب درون جامه ناز
چه خبر دارد از شبان دراز
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 311
عابدی را پادشاهی طلب کرد.
اندیشید که دارویی بخورم تا ضعیف شوم، مگر اعتقادی که دارد در حقِّ من زیادت کند.
سعدیگلستانباب دوم در اخلاق درویشانحکایت شمارهٔ 18
ای دل خرقه سوز مخرقه ساز
بیش ازین گرد کوی آز متاز
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 88 - در اندرز و ترغیب در طریق حقیقت
چون تو کردی حدیث عشق آغاز
پس چرا قصه شد دگرگون باز؟
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 133
ای شده چشم جان من به تو باز
از تو در دل نیاز و در جان آز
عراقیعشاقنامهفصل هشتمبخش 2 - غزل
فارسی متن کا ماخذ: گنجور