صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 913

غزل شمارهٔ 913

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
از اشک بلبل است رگ تلخی گلاب
نادان کند حواله ز غفلت به آفتاب
22
از روی آتشین تو دل آب می شود
از روی آفتاب شود چشم اگر پر آب
33
نتوان به هیچ وجه عنانش نگاه داشت
حسنی که شد ز حلقه خط پای در رکاب
44
از نازکی به موی میانش نمی رسد
هر چند زلف بیش کند مشق پیچ و تاب
55
در ابر از آفتاب توان فیض بیش برد
ما می بریم لذت دیدار از نقاب
66
از موجه سراب شود بیش تشنگی
پروانه را خنک نشود دل ز ماهتاب
77
اشک ندامت است سیه کار را فزون
در تیرگی زیاده بود ریزش سحاب
88
موی سفید ریشه طول امل بود
در شوره زار بیش بود موجه سراب
99
آرام نیست آبله پایان شوق را
مانع نگردد از حرکت آب را حباب
1010
همت عطای خویش نگیرد ز سایلان
یاقوت و لعل رنگ نبازد ز آفتاب
1111
در رد سایلند بزرگان زبان دراز
باشد دلیر کوه گرانسنگ در جواب
1212
گر نیست نشأه سخن افزون ز می، چرا
مستی شود زیاده ز گفتار در شراب؟
1313
در روی آفتاب توان بی حجاب دید
نتوان دلیر روی ترا دید از حجاب
1414
بی مهری سپهر سیه دل به نیکوان
روشن شد از گرفتگی ماه و آفتاب
1515
کامل عیار نیست به میزان دوستی
هر کس که هم خمار نگردد به هم شراب
1616
مویش به روزگار جوانی شود سفید
چون نافه خون خویش کند هر که مشک ناب
1717
این روی شرمناک که من دیده ام ز یار
صائب ز خط عجب که برون آید از حجاب
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آمد سحر به خانه من یار، بی حجاب

امروز از کدام طرف سر زد آفتاب؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 912

اگلی نظم

ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب

شبنم گدای گلشن حسن تو آفتاب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 914

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ممسک اگر به عرض سخا جوشد از شراب

دستی بلند می‌کند اما به زیر آب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 342

صبح ازل به خامه زرین آفتاب

بر لوح سیم چرخ نوشتند این خطاب

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 7

ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب

نی گرد و نی گل است نه سایه نه آفتاب

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 48

فی ایمن الزمان اتی احسن الکتاب

اعنی مثال عاطفت شاه کامیاب

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 49

تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟

تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب؟

رودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 18

خوابم ببسته‌ای بگشا ای قمر نقاب

تا سجده‌های شکر کند پیشت آفتاب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 308

واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب

کاندر خرابه دل من آید آفتاب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 309

بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب

آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 310

گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرست

زان رو که تا مرا ببری پیش خواجه آب

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 9

آمد سحر به خانه من یار، بی حجاب

امروز از کدام طرف سر زد آفتاب؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 912

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00