صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 21 - در ستایش شمس‌الدین حسین علکانی

قصیدهٔ شمارهٔ 21 - در ستایش شمس‌الدین حسین علکانی

شاعر: سعدی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: قصیده

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
11
احمدالله تعالی که به ارغام حسود
خیل بازآمد و خیرش به نواصی معقود
22
مطرب از مشغلهٔ کوس بشارت چه زند
زهره بایستی امروز که بنوازد عود
33
صبح امروز خدایا چه مبارک بدمید
که همی از نفسش بوی عبیر آید و عود
44
سمع الدهر بتیسیر بلوغ الامال
سنح الدور بتبشیر حصول المقصود
55
رحمت بار خدایی که لطیفست و کریم
کرم بنده‌نوازی که رحیمست و ودود
66
گر کسی شکرگزاری کند این نعمت را
نتواند که همه عمر برآید ز سجود
77
خبر آورد مبشر که ز بطنان عراق
وفد منصور همی آید و رفد مرفود
88
پارس را نعمتی از غیب فرستاد خدای
پارسایان را ظلی به سر آمد ممدود
99
شمس دین، سایهٔ اسلام، جمال الافاق
صدر دیوان و سر خیل و سپهدار جنود
1010
صاحب عالم عادل حسن‌الخلق حسین
آنکه در عرصهٔ گیتیست نظیرش مفقود
1111
به جوانمردی و درویش نوازی، مشهور
به توانگردلی و نیک نهادی، مشهود
1212
هیچ خواهنده نماند از کف خیرش محروم
هیچ درمنده نرفت از در فضلش مردود
1313
شرط عقلست که حاجت بر هر کس نبرند
که نه از هر دل و دستی کرم آید به وجود
1414
سفله گو روی مگردان که اگر قارونست
کس ازو چشم ندارد کرم نامعهود
1515
نیک‌بختان بخورند و غم دنیا نخورند
که نه بر عوج و عنق ماند و نه بر عاد و ثمود
1616
هر که بر خود نشناسد کرم بارخدای
دولتش دیر نماند که کفورست و کنود
1717
نام نیکو طلب و عاقبت نیک اندیش
این دو بنیاد همی ماند و دیگر مهدود
1818
دوست دارم که همه عمر نصیحت گویم
یا ملامت کنم و نشنود الا مسعود
1919
همه گویند و سخن گفتن سعدی دگرست
همه دانند مزامیر نه همچون داود
2020
بد نباشد سخن من که تو نیکش گویی
زر که ناقد بپسندد سره باشد منقود
2121
ور حسود از سر بی‌مغز، حدیثی گوید
طهر مریم چه تفاوت کند از خبث یهود؟
2222
چاره‌ای نیست به جز دیدن و حسرت خوردن
چشم حاسد که نخواهد که ببیند محسود
2323
ای که در وصف نیاید کرم اخلاقت
ور بگویند وجوهش نتوان گفت و حدود
2424
حسرت مادر گیتی همه وقت این بودست
که بزاید چو تو فرزند مبارک مولود
2525
من چه گویم که گر اوصاف جمیلت شمرند
خلق آفاق بماند طرفی نامعدود
2626
همه آن باد که در بند رضای تو روند
اهل اسلام و تو در بند رضای معبود
2727
صدر دیوان ممالک به تو آراسته باد
خاصه این محترمان را که قیامند و قعود
2828
نیک‌خواهان تو را خاتمت نیکو باد
بدسگالان تو را عاقبت نامحمود
2929
بر روان پدر و مادر اسلاف تو باد
مدد رحمت ایزد، عدد رمل زرود
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کسی که او نظر مهر در زمانه کند

چنان سزد که همه کار عاقلانه کند

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 20

اگلی نظم

مطرب مجلس بساز زمزمهٔ عود

خادم ایوان بسوز مجمرهٔ عود

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 22 - در ستایش اتابک سعدبن ابوبکر بن سعدبن زنگی بن مودود

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر که از میکده عشق تو بویی شنود

تا زید مست زید چون برود مست رود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 158

خنده ای زد دهنت رسته دندان بنمود

وز رگ جان گره غصه به دندان بگشود

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 269

واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود

فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 790

به خرابات شدم دوش مرا بار نبود

می‌زدم نعره و فریاد ز من کس نشنود

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 104

دوش رفتم به تماشای خرابات فرنگ

شوخ گفتاری رندی دلم از دست ربود

علامہ اقبال»پیام مشرق»نقشِ فرنگ»بخش 20 - خرابات فرنگ

بخت در اول فطرت چو نباشد مسعود

مقبل آن نیست که در حال بمیرد مولود

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 36

خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد

رفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جود

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 107

مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد

مرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جود

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 109

شرف نفس به جود است و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 26

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00