صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 50 - درستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه

قصیدهٔ شمارهٔ 50 - درستایش اتابک مظفرالدین سلجوقشاه

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: قصیده

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
11
در بهشت گشادند در جهان ناگاه
خدا به چشم عنایت به خلق کرد نگاه
22
امید بسته برآمد صباح خیر دمید
به دور دولت سلجوقشاه سلغرشاه
33
چو ماهروی مسافر که بامداد پگاه
درآید از در امیدوار چشم به راه
44
شمایلی که نیاید به وصف در اوهام
خصایصی که نگنجد به ذکر در افواه
55
خدایگان معظم اتابک اعظم
سر ملوک زمان ناصر عبادالله
66
شهنشهی که زمین از فروغ طلعت او
منورست چنان کاسمان به طلعت ماه
77
خجسته روزی خرم کسی که باز کنند
به روی دولت و بختش در فرج ناگاه
88
که چشم داشت که یوسف عزیز مصر شود
اسیر بند بلای برادران در چاه؟
99
شب فراق نمی‌باید از فلک نالید
که روزهای سپیدست در شبان سیاه
1010
هر آنکه بر در بخشایش خدای نشست
به عاقبت نرود ناامید ازین درگاه
1111
زمانه بر سر آنست اگر خطایی کرد
که بعد از این همه طاعت کند به عذر گناه
1212
خدای عمر درازت دهاد چندانی
که دست جور زمان از زمین کند کوتاه
1313
به گرد خیمهٔ اسلام شقه‌ای بزنی
که کهربا نتواند ربود پرهٔ کاه
1414
مراد سعدی از انشاء زحمت خدمت
نصیحتست به سمع قبول شاهنشاه
1515
دوام دولت و آرام مملکت خواهی
ثبوت راحت و امن و مزید رفعت و جاه
1616
کمر به طاعت و انصاف و عدل و عفو ببند
چو دست منت حق بر سرت نهاد کلاه
1717
تو روشن آینه‌ای ز آه دردمند بترس
عزیز من، که اثر می‌کند در آینه آه
1818
معلمان بدآموز را سخن مشنو
که دیر سال بمانی به کام نیکوخواه
1919
دعای زنده دلانت رفیق باد و قرین
خدای عالمیانت نصیر باد و پناه
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای بیش از آنکه در قلم آید ثنای تو

واجب بر اهل مشرق و مغرب دعای تو

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 49 - در ستایش ملکه ترکان خاتون

اگلی نظم

ای که پنجاه رفت و در خوابی

مگر این پنج روزه دریابی

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 51 - پند

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راه

وگر ز عقل گذشتی، بگوی بسم الله

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1751

ز هر طرف که درآمد گشاده رخ آن ماه

مرا مشاهده شد سر ثم وجه الله

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 837

خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دل‌خواه

که در هوای تو برخاست بامداد پگاه

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 416

به گوش جان رهی منهیی ندا در داد

ز حضرت احدی لا اله الّا الله

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 27

به روز شنبهٔ سادس ز ماه ذی الحجّه

به سال هفتصد و شصت از جهان بشد ناگاه

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 28

سماع و بادهٔ گلگون و لعبتان چو ماه

اگر فرشته ببیند دراوفتد در چاه

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 104

چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه

ز ذره ذره شنو لا اله الا الله

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2408

به جان رسید دل روشنم ز بخت سیاه

کند درازی شب عمر شمع را کوتاه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6597

ز تاب شعشعه مهر سایه بهر پناه

سزد که بگسلد از شخص و پیش گیرد راه

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 47 - در منقبت علی علیه السلام

ز فیض گلشن روی تو چون شود آگاه

که سوزد آتش حسن تو بال مرغ نگاه

عرفی»قصیده‌ها»شمارهٔ 48 - تجدید مطلع

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00