A fellow with a disagreeable voice happened to be reading the Quran, when a pious man passed near, and asked him what his monthly salary was. He replied: ‘Nothing.’ He further inquired: ‘Then why takest thou this trouble?’ He replied: ‘I am reading for God’s sake.’ He replied: ‘For God’s sake do not read.’
If thou readest the Quran thus Thou wilt deprive the religion of splendour.
زمین
حکم نو کن که شاه دورانی
سکه تازه زن که سلطانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3142
تا شدستی امیر چوگانی
ما شدستیم گوی میدانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3148
جان جانی و جان صد جانی
میزنی نعرههای پنهانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3160
خامشی ناطقی مگر جانی
میزنی نعرههای پنهانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3161
یا وَلی نِعمَتی وَ سُلطانی
سابِقالحُسنُ ما لَهُ ثانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3229
یکی گفت که: اینجا چیزی فراموش کردهام
(خداوندگار) فرمود که:
رومیفیه ما فیهفصل سوم
تا کی این لاف در سخن رانی
تا کی این بیهده ثنا خوانی
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 192 - در نکوهش بزرگان زمان و مدح بونصر احمد سعید
زلف را تاب داد چندانی
که نه عقلی گذاشت نه جانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 798
خاک کوی توام تو میدانی
خاک در روی من چه افشانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 808
می گشودم شبی به ناخن فکر
عقده های حکیم المانی
علامہ اقبالپیام مشرقنقشِ فرنگبخش 10 - جلال و هگل