صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3161

غزل شمارهٔ 3161

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

خامشی ناطقی مگر جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

2

تو چو باغی و صورتت برگی

باغ چه صد هزار چندانی

3

بی تو باغ حیات زندانیست

هست مردن خلاص زندانی

4

چون تو بحری و صورتت ابرست

فیض دل قطره‌های مرجانی

5

ای یکی گو شده یکی گویان

پیش حکمت که شاه چوگانی

6

تا یکی گو نشد اگرچه زرست

گرچه نیکوست نیست میدانی

7

پهلوی اعتراض را بتراش

گر تو چون گوی چست و گردانی

8

پهلوی اعتراض در ابلیس

گشت مردود رد ربانی

9

پس به خراط خویش را بسپار

تا یکی گو شوی اگر آنی

10

مانعست اعتراض ابلیسی

از یکی گویی و یکی دانی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جان جانی و جان صد جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3160

اگلی نظم

ای که مستک شدی و می‌گویی

تو غریبی و یا از این کویی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3162

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بنده‌ام گر به لطف می‌خوانی

حاکمی گر به قهر می‌رانی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 610

ناخوش‌آوازی به بانگِ بلند قرآن همی‌خواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمتِ خود چندین چرا همی‌دهی؟ گفت: از بهرِ خدا می‌خوانم. گفت: از بهر خدا مخوان.

گر تو قرآن بر این نَمَط خوانی

سعدی»گلستان»باب چهارم در فواید خاموشی»حکایت شمارهٔ 14

تا کی این لاف در سخن رانی

تا کی این بیهده ثنا خوانی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 192 - در نکوهش بزرگان زمان و مدح بونصر احمد سعید

زلف را تاب داد چندانی

که نه عقلی گذاشت نه جانی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 798

خاک کوی توام تو می‌دانی

خاک در روی من چه افشانی

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 808

می گشودم شبی به ناخن فکر

عقده های حکیم المانی

علامہ اقبال»پیام مشرق»نقشِ فرنگ»بخش 10 - جلال و هگل

حکم نو کن که شاه دورانی

سکه تازه زن که سلطانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3142

تا شدستی امیر چوگانی

ما شدستیم گوی میدانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3148

جان جانی و جان صد جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3160

یا وَلی نِعمَتی وَ سُلطانی

سابِق‌الحُسنُ ما لَهُ ثانی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3229

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور