صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 336

غزل شمارهٔ 336

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: وش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
رفتی و نمی‌شوی فراموش
می‌آیی و می‌روم من از هوش
22
سِحر است کمان ابروانت
پیوسته کشیده تا بناگوش
33
پایت بگذار تا ببوسم
چون دست نمی‌رسد به آغوش
44
جور از قِبَلَت، مقام عدل است
نیشِ سخنت مقابل نوش
55
بیکار بوَد که در بهاران
گویند به عندلیب: «مخروش»
66
دوش آن غمِ دل که می‌نهفتم
باد سَحرش ببرد سرپوش
77
آن سیل که دوش تا کمر بود
امشب بگذشت خواهد از دوش
88
شهری مُتحَدِّثانِ حُسنت
الا مُتحَیِّرانِ خاموش
99
بنشین که هزار فتنه برخاست
از حلقهٔ عارفانِ مدهوش
1010
آتش که تو می‌کنی محال است
کاین دیگ فرونشیند از جوش
1111
بلبل که به دست شاهد افتاد
یاران چمن کند فراموش
1212
ای خواجه! برو به هر چه داری
یاری بخر و به هیچ مفروش
1313
گر توبه دهد کسی ز عشقت
از من بنیوش و پند منیوش
1414
سعدی همه‌ساله پند مردم
می‌گوید و خود نمی‌کند گوش
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی را دست حسرت بر بناگوش

یکی با آن که می‌خواهد در آغوش

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 335

اگلی نظم

گر یکی از عشق برآرد خروش

بر سر آتش نه غریب است جوش

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 337

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دزدانه در آمد از درم دوش

افگنده کمند زلف بر دوش

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1148

دی مرغک خامه بهر نامت

بر صفحه نامه شد رقم کوش

جامی»دیوان اشعار»اشعار پراکنده»شمارهٔ 7

امروز خوش است دل که تو دوش

خون دل ما بخورده‌ای نوش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1238

ما نعره به شب زنیم و خاموش

تا درنرود درون هر گوش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1241

در عشق تو ای نگار خاموش

بفزود مرا غمان و شد هوش

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 202

ای زلف تو تکیه کرده بر گوش

ای جعد تو حلقه گشته بر دوش

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 208

کردم گذری به میکده دوش

سبحه به کف و سجاده بر دوش

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 143

ترسا بچهٔ شکر لبم دوش

صد حلقهٔ زلف در بناگوش

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 437

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00