زمین
ای وجود تو دیده جانم
جسم پیدا و جان پنهانم
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1478
بس به مویت اسیر شد جانم
گر گذاری، گریخت نتوانم
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1502
می رسد عید و کشته آنم
که کند غمزه تو قربانم
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 610
به صفت گر چه نقشِ بیجانم
به نگاری و عاشقی مانم
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 258
از در جان درآی تا جانم
همچو پروانه بر تو افشانم
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 560