شاعر: سعدی
زمین
من اگر دست زنانم نه من از دستِ زنانم
نه از اینم نه از آنم من از آن شهر کلانم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1615
ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم
چو برویید نباتش چو شکر بست زبانم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1616
ای خدایی که به جز تو ملکالعرش ندانم
بجز از نام تو نامی نه برآید به زبانم
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 116 - در صفات ذات اقدس باری