زمین
نوبهار آمد و بگذشت به شادی مه دی
اینک اینک که سراپای گل و آتش وی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1979
هر چه اسباب جمال است رخ خوب تو را
همه بر وجه کمال است کما لا یخفی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 4
لذت عشق فرو رفت مرا در رگ و پی
عشق می گویم و جان می دهم از لذت وی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 911
از خر و پالیک آن جای رسیدم که همی
موزهٔ چینی میخواهم و اسب تازی
رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 166
نکند دانا مستی نخورد عاقل می
ننهد مرد خردمند سوی مستی پی
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 176
گر گریزی به ملولی ز من سودایی
روکشان دست گزان جانب جان بازآیی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2866