صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »رباعیات
  4. »رباعی شمارهٔ 1879

رباعی شمارهٔ 1879

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: ویی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئی

می‌گفت ترانه‌ای کنار جوئی

2

کز لعل و زمرد و زر و زیره توان

برساخت گلی ولی ندارد بوئی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی

امشب به دغل به هر سویی می‌افتی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1878

اگلی نظم

دی بود چنان دولت و جان افروزی

و امروز چنین آتش عالم سوزی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1880

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چندان که نگاه می‌کنم هر سویی

در باغ روان است ز کوثر جویی

خیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 169

تا چند روی بیهده از هر سویی

تا کی گویی گزاف از هر رویی

عطار»مختارنامه»باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن»شمارهٔ 30

چون نیست دلم را جز ازو دلجویی

سرگشته شدم گردِ جهان چون گویی

عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 36

گاه از غم اودست ز جان میشویی

گه قصهٔ او به دردِ دل میگویی

عطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 37

هر لحظه دهد عشق توام سرشوئی

تا من سر و پای گم کنم چون گوئی

عطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 57

چندان که نگاه میکنم هر سوئی

از سبزه بهشت است و ز کوثر جویی

عطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 77

ای باد سحر تو از سر نیکوئی

شاید که حکایتم به آن مه گوئی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1706

ای ترک چرا به زلف چون هندوئی

رومی رخ و زنگی خط و پر چین موئی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1715

دل گفت مرا بگو کرا می‌جوئی

بر گرد جهان خیره چرا می‌پوئی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1874

گاه از غم او دست ز جان می‌شوئی

گه قصهٔ آ، به درد دل می‌گوئی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1911

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور