صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مختارنامه
  3. »باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن
  4. »شمارهٔ 30

شمارهٔ 30

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: ویی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

تا چند روی بیهده از هر سویی

تا کی گویی گزاف از هر رویی

2

گر هر دو جهان چو زلف در هم فتدت

حکم ازلی زان بنگردد مویی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا چند کنم گناه در گردن خویش

وز بیم گنه قصد به خون خوردن خویش

عطار»مختارنامه»باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن»شمارهٔ 29

اگلی نظم

بی حکم تو هیچ کار نتواند بود

بیحکمت تو شمار نتواند بود

عطار»مختارنامه»باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن»شمارهٔ 31

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چندان که نگاه می‌کنم هر سویی

در باغ روان است ز کوثر جویی

خیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 169

ای باد سحر تو از سر نیکوئی

شاید که حکایتم به آن مه گوئی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1706

ای ترک چرا به زلف چون هندوئی

رومی رخ و زنگی خط و پر چین موئی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1715

دل گفت مرا بگو کرا می‌جوئی

بر گرد جهان خیره چرا می‌پوئی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1874

دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئی

می‌گفت ترانه‌ای کنار جوئی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1879

گاه از غم او دست ز جان می‌شوئی

گه قصهٔ آ، به درد دل می‌گوئی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1911

گفتی که تو دیوانه و مجنون خویی

دیوانه توی که عقل از من جویی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1941

چون نیست دلم را جز ازو دلجویی

سرگشته شدم گردِ جهان چون گویی

عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 36

گاه از غم اودست ز جان میشویی

گه قصهٔ او به دردِ دل میگویی

عطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 37

هر لحظه دهد عشق توام سرشوئی

تا من سر و پای گم کنم چون گوئی

عطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 57

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور