عطار»مختارنامه»باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ارنتواندبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبی حکم تو هیچ کار نتواند بودبیحکمت تو شمار نتواند بود2نقل کریںچون آمد و شد به اختیارِ ما نیستدر بودنم اختیار نتواند بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا چند روی بیهده از هر سوییتا کی گویی گزاف از هر روییعطار»مختارنامه»باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن»شمارهٔ 30اگلی نظمترسم که چو بیش ازین جهانت ندهنداز بهر زمین شدن زمانت ندهندعطار»مختارنامه»باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن»شمارهٔ 32ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا چند روی بیهده از هر سوییتا کی گویی گزاف از هر روییعطار»مختارنامه»باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن»شمارهٔ 30
اگلی نظمترسم که چو بیش ازین جهانت ندهنداز بهر زمین شدن زمانت ندهندعطار»مختارنامه»باب بیست و یكم: در كار با حق گذاشتن و همه از او دیدن»شمارهٔ 32