صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 313

غزل شمارهٔ 313

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

صداکار: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1
11
رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب
که ابر را عربان نام کرده‌اند رباب
22
چنانک ابر سقای گل و گلستانست
رباب قوت ضمیرست و ساقی الباب
33
در آتشی بدمی شعله‌ها برافروزد
بجز غبار نخیزد چو دردمی به تراب
44
رباب دعوت بازست سوی شه بازآ
به طبل باز نیاید به سوی شاه غراب
55
گشایش گره مشکلات عشاقست
چو مشکلیش نباشد چه درخورست جواب
66
جواب مشکل حیوان گیاه آمد و کاه
که تخم شهوت او شد خمیرمایه خواب
77
خر از کجا و دم عشق عیسوی ز کجا
که این گشاد ندادش مفتح الابواب
88
که عشق خلعت جانست و طوق کرمنا
برای ملک وصال و برای رفع حجاب
99
به بانگ او همه دل‌ها به یک مهم آیند
ندای رب برهاند ز تفرقه ارباب
1010
ز عشق کم گو با جسمیان که ایشان را
وظیفه خوف و رجا آمد از ثواب و عقاب
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

به جان تو که مرو از میان کار مخسب

ز عمر یک شب کم گیر و زنده دار مخسب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 312

اگلی نظم

تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب

برو که عشق و غم او نصیب ماست بخسب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 314

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب

که تا نمود نمود آنچه، سینه گشت خراب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 116

اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب

بلرزد آینه برخود چوچشمهٔ سیماب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 335

به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتاب

نوشته‌اند خط عافیت به موج سراب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 336

چو شمع تا سحر افسانه می‌شود تب وتاب

نگاه برق خرام است جلوه‌ای دریاب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 340

ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سراب

دلی گداخته‌ایم و رسیده‌ایم به آب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 341

بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب

که شیخ واقعه بین را گذشت عمر به خواب

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب

هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 25

مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح

خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب

سعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 1

ز خط رحیم نشد حسن یار با احباب

به چشم آینه از توتیا نیامد آب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 900

زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب

عرق به روی تو جام شراب در مهتاب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 901

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00