صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 47

غزل شمارهٔ 47

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب

که شیخ واقعه بین را گذشت عمر به خواب

2

ازان شراب که چون دیده را کند روشن

وجود کون نماید چنانکه هست سراب

3

ازان شراب که از جوش اگر فرود آید

قباب چرخ شود مضمحل در او چو حباب

4

ازان شراب که هر جا بود ز نشوه آن

هزار عاشق عارف هزار مست خراب

5

شدیم پیر و نداریم حسرتی بجز این

که بی تمتع ازین می گذشت عهد شباب

6

بریز بر سرما جرعه ای که آخر دور

بیاض شیبت خود را به آن کنیم خضاب

7

شراب خوردن و مست خراب جان دادن

سعادت ابد اینست جامیا دریاب

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتاب

چون به رنگ شیشه ظاهر گشت شد برخود حجاب

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46

اگلی نظم

ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب

نی گرد و نی گل است نه سایه نه آفتاب

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 48

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چه آفت ست نمی دانم این به زیر نقاب

که تا نمود نمود آنچه، سینه گشت خراب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 116

اگر برافکنی از روی ناز طرف نقاب

بلرزد آینه برخود چوچشمهٔ سیماب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 335

به‌روی‌نسخهٔ‌هستی‌که نیست جز تب وتاب

نوشته‌اند خط عافیت به موج سراب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 336

چو شمع تا سحر افسانه می‌شود تب وتاب

نگاه برق خرام است جلوه‌ای دریاب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 340

ز درد تشنه‌لبیها در این محیط سراب

دلی گداخته‌ایم و رسیده‌ایم به آب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 341

رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب

که ابر را عربان نام کرده‌اند رباب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 313

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب

هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 25

مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح

خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب

سعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 1

ز خط رحیم نشد حسن یار با احباب

به چشم آینه از توتیا نیامد آب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 900

زهی ز عارض گلرنگ، خونی می ناب

عرق به روی تو جام شراب در مهتاب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 901

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور