شادم که ز شادی جهان آزادم
مستم که اگر مینخورم هم شادم
از حالت هیچکس ندارم بایست
این دبدبهٔ خفیه مبارکبادم
زمین
ای یار رخ تو کرده هر دم شادم
یک دم رخ تو نمیرود از یادم
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 96
در واقعهای سخت عجب افتادم
گه می مردم صریح و گه میزادم
عطارمختارنامهباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 72
آنم که چو غمخوار شوم من شادم
واندم که خراب گشتهام آبادم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1114
بیگاه شد وز بیگهی من شادم
امشب قنق است یار فرخزادم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1187
فارسی متن کا ماخذ: گنجور