بیگاه شد وز بیگهی من شادم
امشب قنق است یار فرخزادم
روز و شب دیگر است در عشق مرا
من زین شب و زین روز برون افتادم
زمین
ای یار رخ تو کرده هر دم شادم
یک دم رخ تو نمیرود از یادم
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 96
در واقعهای سخت عجب افتادم
گه می مردم صریح و گه میزادم
عطارمختارنامهباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 72
آنم که چو غمخوار شوم من شادم
واندم که خراب گشتهام آبادم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1114
شادم که ز شادی جهان آزادم
مستم که اگر مینخورم هم شادم
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1253
فارسی متن کا ماخذ: گنجور