صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1956

غزل شمارهٔ 1956

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 23

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن
آستین را می فشاند در اشارت سوی من
22
همچو چشم کشتگان چشمان من حیران او
وز شراب عشق او این جان من بی‌خویشتن
33
زیر جعد زلف مشکش صد قیامت را مقام
در صفای صحن رویش آفت هر مرد و زن
44
مرغ جان اندر قفس می کند پر و بال خویش
تا قفس را بشکند اندر هوای آن شکن
55
از فلک آمد همایی بر سر من سایه کرد
من فغان کردم که دور از پیش آن خوب ختن
66
در سخن آمد همای و گفت بی‌روزی کسی
کز سعادت می گریزی ای شقی ممتحن
77
گفتمش آخر حجابی در میان ما و دوست
من جمال دوست خواهم کو است مر جان را سکن
88
آن همای از بس تعجب سوی آن مه بنگرید
از من او دیوانه تر شد در جمالش مفتتن
99
میر مست و خواجه مست و روح مست و جسم مست
از خداوند شمس دین آن شاه تبریز و زمن
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان

هوشیاری در میان بیخودان و مستیان

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1955

اگلی نظم

هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن

هست عاشق هر زمانی بیخود و شیدا شدن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1957

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عمرها در پرده بود اسرار وهم ما و من

صیقل زنگار این آیینه شد آخر کفن

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2391

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن

مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 390

سَروَرِ اَهلِ عَمایِم، شمعِ جمعِ انجمن

صاحبِ صاحب‌قَران، خواجه قوام‌الدین حَسَن

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 22

گر بدانستی که خواهد مرد ناگه در میان

جامه چندین کی تنیدی پیله گرد خویشتن

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 175

چنگ در فتراک عشق هیچ بت رویی مزن

تا به شکرانهٔ نخست اندر نبازی جان و تن

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 299

ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن

عاشقی آری ولیکن بر مراد خویشتن

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 335

عقل محرم تا بود دستور سلطان بدن

کی به ناواجب رود فرمان جان در ملک تن

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 125 - در مدح خواجه معین الدین ابونصر احمدبن فضل غزنوی

ای امیرالمومنین ای شمع دین ای بوالحسن

ای به یک ضربت ربوده جان دشمن از بدن

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 126 - در نعت علی (ع)

گر شراب دوست را در دست تو نبود ثمن

خویشت را در خرابات جوانمردی فگن

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 129 - در مدح علی بن حسن

دی ز دلتنگی زمانی طوف کردم در چمن

یک جهان جان دیدم آنجا رسته از زندان تن

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 131 - در مدح قاضی نجم‌الدین حسن غزنوی

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00