زمین
برداشتن دل ز جهان کرد گرانی
کز پیریام آخر به خم افتاد جوانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2762
ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی
هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 465
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 475
ای طفل که دفع مگس از خود نتوانی
هر چند که بالغ شدی آخر نه تو آنی
سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 219
بربود دلم در چمنی سرو روانی
زرین کمری، سیمبری، موی میانی
سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 63 - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است
تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانی
وز صورت ما بین ز رخ دوست نشانی
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 197 - در رثاء
ای کس به سزا وصف تو ناکرده بیانی
حیران شده از ذات لطیف تو جهانی
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 194 - در مدح ابوبکربن محمد
حیف است درین فصل دماغی نرسانی
چشمی ز گل و لاله چو شبنم نچرانی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6957
ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی
وی هر سخنی از لب جانبخش تو جانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 801
ای گشته نهان از همه از بس که عیانی
دیده ز تو بینا و تو از دیده نهانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 816