زمین
گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا
نشسته ام مترصد میان خوف و رجا
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 51
به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا
به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی
رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 168
خطاب هاتف دولت رسید دوش به ما
که هست عرصهٔ بیدولتی سرای فنا
عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 4
اگر ز گلبن خلقش گلی به بار رسد
به حکم نیشکر آرد برون ز زهرگیا
عطاردیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 5
چه منت از مدد روزگار بر سر ما
که حسن فطرت اصلی نمود جوهر ما
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 20
اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا
بگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 213
درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا
نه رنج اره کشیدی نه زخمهای جفا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 214
روم به حجره خیاط عاشقان فردا
من درازقبا با هزار گز سودا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 216
چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را
درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 217
مرا تو گوش گرفتی همیکشی به کجا
بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 221