صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. نظیری نیشابوری
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 20

غزل شمارهٔ 20

شاعر: نظیری نیشابوری

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 18

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چه منت از مدد روزگار بر سر ما

که حسن فطرت اصلی نمود جوهر ما

2

به شعر و شاهدم از کودکی نظربازیست

که عشق خیزد از آب و هوای کشور ما

3

ز ذوق ما نشود باخبر مذاق سقیم

درست ذایقه داند عیار شکر ما

4

کمان لعب به زه کرده در کمین بودم

که طایری ننشیند به بام منظر ما

5

متاع راحت و شادی ما به غارت داد

چه فتنه بود که ناگه درآمد از در ما

6

کدام عربده انگیز طرح جنگ انداخت

که سنگ تفرقه آمد به جام و ساغر ما

7

کسی شکفته ز معجون آب و گل نشود

سرشته اند به غم طینت مخمرها

8

غش وجود به اکسیر عشق زایل کن

که زر شود مست از کیمیای احمر ما

9

ستاره دل عاشق نهان کند خورشید

کز آفتاب فروزان ترست اختر ما

10

گداختیم ز دود خمار نایابی

به یک دو جرعه کس آبی نزد به اخگر ما

11

نوا برآر و درین پرده کن «نظیری » رقص

که هست دلبر ما از الست دلبر ما

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نگاه گم شده در راه کوی یار مرا

گسسته عقد گهر گریه در کنار مرا

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 19

اگلی نظم

دیدمش در دل نهفتم آه بی‌تأثیر را

در کمان از بس که دزدیدم شکستم تیر را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 21

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گذشت عمر و هنوز از تقلب و سودا

نشسته ام مترصد میان خوف و رجا

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 51

به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا

به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی

رودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 168

اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا

بگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 213

درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا

نه رنج اره کشیدی نه زخم‌های جفا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 214

روم به حجره خیاط عاشقان فردا

من درازقبا با هزار گز سودا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 216

چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را

درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 217

مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا

بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو را

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 221

رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا

که داد اوست جواهر که خوی اوست سخا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 222

کجاست مطرب جان تا ز نعره‌های صلا

درافکند دم او در هزار سر سودا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 223

چه خیره می‌نگری در رخ من ای برنا

مگر که در رخمست آیتی از آن سودا

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 224

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور