صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1142

غزل شمارهٔ 1142

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
11
درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر
نه رنج اره کشیدی نه زخمه‌های تبر

If a tree could move on foot or wing, it would not suffer the pain of the saw or the blows of the axe;

22
ور آفتاب نرفتی به پر و پا همه شب
جهان چگونه منور شدی بگاه سحر

And if the sun did not travel on wing and foot all the night, how would the world be illumined at morningtide?

33
ور آب تلخ نرفتی ز بحر سوی افق
کجا حیات گلستان شدی به سیل و مطر

If the salt water did not rise from the sea to the sky, whence would the garden be revived by torrent and rain?

44
چو قطره از وطن خویش رفت و بازآمد
مصادف صدف او گشت و شد یکی گوهر

When the drop departed from its homeland and returned, it encountered a shell and became a pearl.

55
نه یوسفی به سفر رفت از پدر گریان
نه در سفر به سعادت رسید و ملک و ظفر

Did not Joseph go from his father on a journey, weeping? Did he not on the journey attain felicity and kingdom and victory?

66
نه مصطفی به سفر رفت جانب یثرب
بیافت سلطنت و گشت شاه صد کشور

Did not Mus.t.af¯a go on a journey towards Yathrib, gain sovereignty, and become king of a hundred lands?

77
وگر تو پای نداری سفر گزین در خویش
چو کان لعل پذیرا شو از شعاع اثر

And you—if you have no foot, choose to journey into yourself; like a ruby-mine be receptive to a print from the sunbeams.

88
ز خویشتن سفری کن به خویش ای خواجه
که از چنین سفری گشت خاک معدن زر

Make a journey out of self into self, my master, for by such a journey earth became a mine of gold.

99
ز تلخی و ترشی رو به سوی شیرینی
چنانک رست ز تلخی هزار گونه ثمر

Go out of sourness and bitterness towards sweetness, just as a thousand sorts of fruits have escaped out of bitterness.

1010
ز شمس مفخر تبریز جوی شیرینی
از آنک هر ثمر از نور شمس یابد فر

Seek sweetness from the Sun, the Pride of Tabriz, for every fruit gains comeliness from the light of the sun.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار

بشارتیست ز عمر عزیز روی نگار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1141

اگلی نظم

تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر

تو برگ زرد چرایی به نوبهار نگر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1143

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شبی‌که شعلهٔ یاد تو داشت سیر جگر

چو اخگرم عرق چهره بود خاکستر

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1659

هوای تیغ تو افتاد تا مرا در سر

به موج چشمهٔ خورشید می‌زند ساغر

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1661

چو از تنوع اوضاع گنبد دایر

بیاض صبح نمود از سواد شب ظاهر

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 7 - در جواب نامه سلطان روم

فساد چرخ نبینیم و نشنویم همی

که چشمها همه کور است و گوشها همه کر

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 79

فسانه ای بشنو عرفی از من بیمار

که باشدت بنفاق معاشران رهبر

عرفی»قطعات»شمارهٔ 20 - آخرین سخن

کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر

هنوز خواجه در اینست ریش خواجه نگر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1148

چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر

ببست شمس و قمر پیش بندگیش کمر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1154

از آن مقام که نبود گشاد زود گذر

برو به سوی خریدار خویش همچون زر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1155

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00