صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 1659

غزل شمارهٔ 1659

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ر

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شبی‌که شعلهٔ یاد تو داشت سیر جگر

چو اخگرم عرق چهره بود خاکستر

2

سراغ صبح مهیای ساز گم شدن‌ست

نموده‌اند مرا در شکست رنگ اثر

3

سبکروان فنا با نفس نمی‌سازند

ز دود ریشه ندارند دانه‌های شرر

4

کمال سوختگان پیچ و تاب نومیدی‌ست

فتیله آینهٔ داغ را بود جوهر

5

به محفلی‌که نگاهش تغافل‌آلودست

به گرد حلقهٔ ماتم تپد خط ساغر

6

به وصف صبح بناگوش او چه پردازد

ز رشته است نفس خشک در دل گوهر

7

مناز بر هنر ای ساده‌دل که آینه‌ها

ز دست جوهر خود خاک کرده‌اند به سر

8

فروغ محفل بی‌آبروی عمر هواست

به جز نفس نتوان رفتن از بساط سحر

9

تپش‌ کدورتم از طبع منفعل نرود

نمی‌رود به فشردن غبار دامن تر

10

خروش اهل حیا پرده‌دار خاموشی‌ست

صدای‌ کاسهٔ چشم است پیچ و تاب نظر

11

گرفتم آنکه به خود وارسی چه خواهی دید

چو عکس بر در آیینه احتیاج مبر

12

به سلک نظم رسید آبروی ما بیدل

گهر به رشته کشیدیم از خط مسطر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سعی نفس‌ کفیل ‌توست زحمت جستجو مبر

ربشه دواندنش بس‌ست پای رسیدن ثمر

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1658

اگلی نظم

نه جام باده‌ شناسم نه کاسهٔ طنبور

جز آنقدرکه جهان یکسر است و چندین شرر

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1660

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو از تنوع اوضاع گنبد دایر

بیاض صبح نمود از سواد شب ظاهر

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 7 - در جواب نامه سلطان روم

فساد چرخ نبینیم و نشنویم همی

که چشمها همه کور است و گوشها همه کر

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 79

درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر

نه رنج اره کشیدی نه زخمه‌های تبر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1142

کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر

هنوز خواجه در اینست ریش خواجه نگر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1148

چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر

ببست شمس و قمر پیش بندگیش کمر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1154

از آن مقام که نبود گشاد زود گذر

برو به سوی خریدار خویش همچون زر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1155

فسانه ای بشنو عرفی از من بیمار

که باشدت بنفاق معاشران رهبر

عرفی»قطعات»شمارهٔ 20 - آخرین سخن

هوای تیغ تو افتاد تا مرا در سر

به موج چشمهٔ خورشید می‌زند ساغر

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1661

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور