صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1141

غزل شمارهٔ 1141

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 25

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار
بشارتیست ز عمر عزیز روی نگار
22
ز خواب برجهی و روی یار را بینی
زهی سعادت و اقبال و دولت بیدار
33
همو گشاید کار و همو بگوید شکر
چنان بود که گلی رست بی‌قرینه خار
44
چو دست بر تو نهد یار و گویدت برخیز
زهی قیامت و جنات و تحتها الانهار
55
بگو به موسی عمران که شد همه دیده
که نعره ارنی خیزد از دم دیدار
66
برای مغلطه می‌دید و دیدنش می‌جست
زهی مقام تجلی و آفتاب مدار
77
ز بامداد چو افیون فضل او خوردیم
برون شدیم ز عقل و برآمدیم ز کار
88
ببین تو حال مرا و مرا ز حال مپرس
چو عقل اندک داری برو مگو بسیار
99
برو مگوی جنون را ز کوره معقولات
که صد دریغ که دیوانه گشته‌ای یک بار
1010
مرا در این شب دولت ز جفت و طاق مپرس
که باده جفت دماغست و یار جفت کنار
1111
مرا مپرس عزیزا که چند می‌گردی
که هیچ نقطه نپرسد ز گردش پرگار
1212
غبار و گرد مینگیز در ره یاری
که او به حسن ز دریا برآورید غبار
1313
منه تو بر سر زانو سر خود ای صوفی
کز این تو پی نبری گر فروروی بسیار
1414
چو هیچ کوه احد برنیامد از بن و بیخ
چه دست درزده‌ای در کمرگه کهسار
1515
در آن زمان که عسل‌های فقر می‌لیسیم
به چشم ما مگسی می‌شود سپه سالار
1616
چه ایمنست دهم از خراج و نعل بها
چو نعل ماست در آتش ز عشق تیزشرار
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بیامدیم دگربار چون نسیم بهار

برآمدیم چو خورشید با صد استظهار

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1140

اگلی نظم

درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر

نه رنج اره کشیدی نه زخمه‌های تبر

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1142

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سپیده دم که گهربار بر در گلزار

شود به جلوه گل اندر نگار خانه یار

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1112

اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت

هر آینه چو همه مِیْ خورَد گل آرد بار

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 57

تو آن نه‌ای که به جور از تو روی برپیچند

گناه تست و من استاده‌ام به استغفار

سعدی»دیوان اشعار»قطعات»قطعه شمارهٔ 10

نهاد بد نپسندد خدای نیکوکار

امیر خفته و مردم ز ظلم او بیدار

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 39

برای ختم سخن دست بر دعا داریم

امیدوار قبول از مهیمن غفار

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 129

به قفل و پرهٔ زرین همی توان بستن

زبان خلق و به افسون دهان شیدا مار

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 130

چو رنج بَرنَتَوانی گرفتن از رنجور

قدم زِ رفتن و پرسیدنش دریغ مَدار

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 133

نگین ختم رسالت پیمبر عربی

شفیع روز قیامت محمد مختار

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 137

به هیچ یار مده خاطر و به هیچ دیار

که برّ و بحر فراخست و آدمی بسیار

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 26 - در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان

کجا همی روَد این شاهد شکر گفتار؟

چرا همی نکند بر دو چشم من رفتار؟

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 27 - مطلع دوم

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00